"وراثتپذیری باورهای دینی، یکی از چالشبرانگیزترین موضوعات در تقاطع علم ژنتیک، علوم تربیتی و متون دینی است. این پژوهش با رویکردی میانرشتهای، آیات قرآن کریم را در پرتو یافتههای نوین ژنتیک رفتاری تحلیل میکند و پرسشی اساسی را پیش مینهد: آیا ژنها میتوانند حامل معنویت باشند؟ اگرچه قرآن به صراحت از مکانیسمهای مولکولی وراثت سخن نمیگوید، اما مفاهیمی مانند «فطرت»، «ذریه صالح» و تأثیر محیط بر هدایت انسان، نشان میدهد که پاسخ قرآن به این پرسش، ترکیبی هوشمندانه از علم و تعالی روحانی است. این مقاله خواننده را به تأملی نو در تعامل ناگسستنی علم و دین دعوت میکند."
چکیده
قرآنکریم، کتاب آسمانی مسلمانان، به عنوان منبع اصلی معارف اسلامی و راهنمای بشر در تمام ابعاد زندگی، همواره نقشی کلیدی در ارائه جهانبینی، باورها و اصول اعتقادی داشته است و پاسخگوی سوالات بنیادینی است که ذهن انسانها را در زمینههای مختلف به خود مشغول کرده است. از دیرباز نیز، بحث وراثت و انتقال صفات از نسلی به نسل دیگر، یکی از موضاعات مهم در حوزههای مختلف علمی و دینی بوده است. وراثت؛ در حوزههای علمی مانند زیستشناسی ژنتیک به خوبی مورد مطالعه قرار گرفته و انتقال صفات جسمانی و برخی ویژگیهای رفتاری از طریق ژنها به نسلهای بعدی اثبات شده است. اما انتقال ویژگیهای معنوی و باورهای اعتقادی، به مراتب پیچیدهتر از ویژگیهای جسمانی است. این پژوهش به بررسی وراثت پذیری باورها به عنوان صفاتی که ارتباط نزدیکی با روح و روان انسان دارند، میپردازد. اگرچه آیات قرآن کریم به صراحت به علم ژنتیک اشاره نمیکند، اما مفاهیم بنیادینی که در آن مطرح شده، به ویژه در زمینه آفرینش و انتقال صفات، به نحوی قابل تطبیق با مباحث ژنتیک و وراثت هستند. از جمله آیاتی که در این زمینه صراحت بیشتری دارند آیه٢٧ سوره نوح (ع)، آیه ٢٨ سوره زخرف و ١٢٤سوره بقره است که با دقت و تامل بیشتری مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. شاید بتوان گفت در قرآن اشارههایی مبتنی بر انتقال ویژگیهای اعتقادی به نسل بعدی وجود دارد که میتواند سرنخی برای مطالعات علمی متخصصین این رشته باشد. کلیدواژگان: قرآن و علم، تفسیر علمی، وراثت، ژنتیک.
1. مقدمه
در بررسی آموزههای قرآنی، میبینیم که قرآن کریم به موضوع وراثت توجه داشته است، در بسیاری از آیات، به نقش والدین و خانواده در تربیت و هدایت دینی فرزندان نیز اشاره شده است. برای مثال، داستانهایی همچون داستان حضرت نوح(ع) و فرزندش که کافر بود، یا فرزندان حضرت ابراهیم(ع) که اهل ایمان بودند، بنابراین میتواند سرنخهایی درباره وراثت باورها ارائه دهد که آیا این داستانها حاکی از وجود نوعی وراثت معنوی و اعتقادی هستند یا اینکه صرفاً بیانگر اهمیت تربیت و هدایت دینی والدین است.
این پژوهش با هدف بررسی دیدگاه قرآن کریم در زمینه وراثتپذیری باورها، به تحلیل و تفسیر آیات مختلف قرآن و همچنین دیدگاههای مفسران اسلامی میپردازد.
همچنین در این پژوهش، عوامل دیگری که میتوانند بر شکلگیری باورها در افراد تأثیر بگذارند، مورد بررسی قرار میگیرند. از جمله این عوامل میتوان به تربیت والدین، تأثیرات محیطی و اجتماعی و اراده و اختیار فرد اشاره کرد. در این راستا، به آیات مرتبط پرداخته و دیدگاههای مختلف مفسران درباره نقش وراثت و سایر عوامل در شکلگیری باورها تحلیل میشود. هدف نهایی این پژوهش، رسیدن به پاسخ این سوال است که آیا باور به عنوان صفات معنوی و اعتقادی، از طریق وراثت به نسلهای بعدی منتقل میشوند، یا اینکه این مفهوم بهطور کامل وابسته به انتخابهای فردی و محیط تربیتی افراد هستند. بهعبارت دیگر، آیا فردی که در خانوادهای مؤمن یا کافر به دنیا میآید، به واسطه این وراثت، ایمان یا کفر را به ارث میبرد، یا اینکه ایمان و کفر صرفاً نتیجه انتخابهای فردی و آزادانه هستند و اگر چنین است، چه تأثیری میتواند این وراثت بر باورها و گرایشهای دینی افراد داشته باشد.
قرآن کریم به عنوان کتاب راهنمای الهی، همواره بر نقش ارادۀ آزاد و انتخاب فردی در پذیرش یا رد ایمان تأکید داشته است. اگرچه برخی ویژگیهای شخصیتی ممکن است به صورت وراثتی منتقل شوند، اما ایمان و کفر بهعنوان مفاهیم معنوی و اعتقادی بیشتر تحت تأثیر تربیت و محیط قرار دارند. پژوهش حاضر با بررسی دقیق آیات و تحلیل دیدگاههای مفسران، به دنبال ارائه پاسخی جامع به این مسئله خواهد بود.
این پژوهش چند هدف عمده را دنبال میکند؛ بررسی و تببین دیدگاه قرآن درباره وراثت پذیری باورها، نقش خانواده درشکل گیری باورهای دینی فرزندان، تحلیل آیات قرآن و تفسیرهای مرتبط با نقش والدین و بررسی تاثیرات وراثتی، تربیتی و محیطی بر شکل گیری ایمان و کفر از دیدگاه قرآن و علوم معاصر.
وراثت پذیری باورها و ارزش ها موضوعی پیچیده و چند وجهی است که در تقاطع ژنتیک، روانشناسی و علوم اجتماعی قرار دارد. در سال های اخیر، تحقیقات جدیدی در این زمینه انجام شده است که برخی از آن ها به توضیح نقش ژنتیک در شکل گیری باورها پرداخته اند.
2. پیشینه پژوهش
در دهههای اخیر، با پیشرفتهای صورتگرفته در علوم روانشناسی، جامعهشناسی و ژنتیک، پژوهشهای زیادی در رابطه با تأثیر وراثت، تربیت و محیط بر شکلگیری باورهای دینی و معنوی انجام شده است. بسیاری از این پژوهشها نشان دادهاند که باورها، همچون سایر ویژگیهای شخصیتی و رفتاری، تحت تأثیر مجموعهای از عوامل ژنتیکی، تربیتی و محیطی قرار دارند بهعنوان مثال، پژوهشهای روانشناختی نشان دادهاند که برخی ویژگیهای شخصیتی نظیر اعتماد به دیگران، حساسیت به مسائل اخلاقی و گرایش به معنویت، میتوانند تحت تأثیر وراثت قرار گیرند. این ویژگیها ممکن است بهطور غیرمستقیم برگرایشهای دینی و معنوی فرد تأثیر بگذارند. با این حال، این پژوهشها تأکید دارند که وراثت تنها یکی از عوامل تأثیرگذار بر باورهای دینی است و نقش تربیت خانوادگی، محیط اجتماعی و تجربههای فردی نیز بسیار مهم است. در همین راستا، پژوهشهای جامعه شناسی نیز به نقش مهم تربیت و فرهنگ در شکلگیری باورهای دینی پرداختهاند. این پژوهشها نشان میدهند که فرزندان در محیطهایی که دین و ایمان از ارزشهای اصلی فرهنگی به شمار میرود، بیشتر بهسوی ایمان گرایش پیدا میکنند، در حالی که در محیطهایی که کفر یا بیدینی غالب است، احتمال پذیرش کفر یا بی اعتقادی بیشتر میشود.
حمیدرضا بصیری و مریم گوهری (١٣۹٢ ش) در مقاله ای با عنوان «نقش وراثت در سرنوشت انسان از منظر قرآن و حدیث» یکی از عوامل غیر قابل انکار در سرنوشت انسان را، قانون وراثت دانسته و همچنین معتقد است خصوصیات اخلاقی همچون ویژگی های جسمانی از طریق ژن ها از والدین به فرزندان منتقل میشود. وی در این پژوهش بیان می کند، صفات اعتقادی که از طریق وراثت به انسان منتقل میشود، به منزله یک بستری است که گاه به وسیله عوامل محیطی از جمله تربیت، تقویت وگاه تضعیف میگردد، مضاف بر آنکه اراده شخص نیز در سرنوشت او تاثیر دارد.
حمیدرضا بصیری ودیگران(١٣۹٤ هش) در پژوهش دیگری به نام« تفاوت های فردی ناشی از عوامل ژنتیکی از دیدگاه قرآن و روایات معصومین(ع)» نیز به دو عامل ژنتیک و محیط، در ایجاد اختلاف بین افراد پرداخته است. وی معتقد است با توجه به آیاتی از قرآن و احادیث معصومین(ع) که ناظر به تفاوت ها و شباهت های ژنتیکی هستند اسلام، مسئله ی تفاوت های فردی را پذیرفته است که بر اساس، حکمت هایی از جمله، تقسیم کار، وسیلهای برای آزمایش بشر و درک معرفت الهی به شمار می روند و از منظر اسلام، تفاوت های فردی را در دو محور تفاوت های ظاهری و اخلاقی می توان بررسی کرد.
حسین شاهسوند حسنی و مهدیه سالارپور (١٣۹١هش) در مقالهای با عنوان «مقدمه ای بر مهندسی کروموزوم و مهندسی ژنتیک در سیمای قرآن» بیان میکند که شباهت ها و تفاوت های دنیای زنده که ذهن مندل را به خود مشغول کرده بود، منجر به کشف قوانین پایه ژنتیک گردید. سرعت این یافته ها سالانه رو به افزایش است و ادعا میشود که همه این ها زاییده ذهن انسان است، غافل از اینکه اصول اساسی یافته های بشر در رابطه با مهندسی ژنتیک در بیش از ٤٣ آیه از قرآن کریم به گونه ای بسیار مدبرانه ذکر گردیده است. در این مقاله نویسندگان به آفرینش میتوزی و میوزی مهندسی حیات، در آیات قرآن پرداخته اند.
فاطمه مقصودی و حسین مرادی (١٤۰۰هش) در پژوهش خود به نام «بررسی فطری بودن گرایش به خدا و نقش ژنتیک در گرایشات مذهبی» فطرت را یک مفهوم ماوراءالطبیعی دانسته وآن را از مشخصات ژنتیکی تفکیک میکند. خداوند عقل (حجت درونی) و پیامبران (حجت بیرونی) را برای هدایت بشر فراهم آورده است. در این پژوهش که از مقالات مختلف و روایات استفاده شده، سعی شده گفته شود که فطرتا انسان با گرایش به خدا به دنیا میآید و تاثیر جنبه های مختلف زندگی اعم از محیط زندگی، معنویت در خانواده و گرایش به دین دخیل هستند.
محمد حسن فیاض(١٣۹۹هش) در مقاله ای با عنوان «چگونگی تعامل قرآن با علوم جدید» بیان می کند که ظاهر آیات قرآن کریم برتمام علوم بشری با تمام فرمول و جزئیات آن دلالت ندارد و اشاراتی به بعضی از علوم و مطالب علمی شده که حاشیه ای و استطرادی است و همه علوم بالفعل وجود ندارد و در عین حال دلالت بر این مطلب دارد که آیات قرآن تمام احتیاجات دینی و هدایتی مردم را به صورت تفصیل یا مجمل بیان نموده است. همچنین کیفیت و چگونگی ارتباط قرآن کریم با علوم جدید به گونه های مختلف قابل تبیین است. گاهی برخی موضوعات مطرح علمی گذشته بشری را که گمان میرفت قرآن کریم از آن تاثیر پذیرفته باشد، مردود شناخته و انکار میگردد. برخی موضوعات علمی دیگر که در عصر نزول رواج داشته با کم و کاستی روبه رو بوده اما قرآن کریم، به اصلاحات و تکمیل آن پرداخته است. گاهی هم مباحث علمی مرسوم و درست را امضا و تایید نموده و در نهایت بر اساس ضرورت ها و نیازهای بشر موضوعات جدید علمی را تاسیس کرده است. به طور کلی تعامل قرآن کریم با علوم جدید را می توان در یک رابطه سه چهارگانه انکاری، اصلاحی، امضایی و تاسیسی ترسیم نمود.
ایوان چارنی نویسنده مقالهای با عنوان« ژن ها، رفتار و ژنتیک رفتار» است، وی در این پژوهش به این موضوع اشاره میکند که طبق قانون اول ژنتیک رفتار، همه صفات رفتاری انسان قابل وراثت هستند. با پذیرش اعتبار این قانون اول و به کارگیری روش های آماری، محققان روانشناسی، جامعه شناسی، علوم سیاسی، اقتصاد و تجارت ادعا می کنند که ثابت کرده اند همه رفتارهایی که توسط رشته های آنها مورد مطالعه قرار گرفته است، بدون توجه به اینکه رفتارها چقدر از نظر فرهنگی خاص به نظر می رسد ارثی هستند. علاوه بر این، در بسیاری از موارد آنها ادعا میکنند ژن های خاصی را شناسایی کرده اند که در آن رفتارها نقش دارند.
تحلیل نهایی پیشینه پژوهش: بر اساس بررسیهایی که در زمینه وراثتپذیری باورها در منابع اسلامی و پژوهشهای علمی صورت گرفته است، میتوان به این نتیجه رسید که قرآن کریم بهطور مستقیم به وراثت ژنتیکی ایمان و کفر اشارهای ندارد. بلکه بیشتر بر نقش تربیت، آموزش و محیط در شکلگیری باورهای دینی تأکید میکند. از دیدگاه مفسران نیز، وراثت ژنتیکی نمیتواند بهطور مستقیم ایمان و کفر را منتقل کند، اما برخی ویژگیهای شخصیتی و رفتاری که بر این باورها تأثیر میگذارند، ممکن است از طریق وراثت به نسلهای بعدی منتقل شوند. پژوهشهای معاصر نیز نشان میدهند که ایمان و کفر، همچون سایر ویژگیهای شخصیتی و رفتاری، تحت تأثیر مجموعهای از عوامل وراثتی، تربیتی و محیطی قرار دارند. با این حال، نقش اراده آزاد و انتخابهای فردی در پذیرش یا رد ایمان و کفر، همچنان بهعنوان یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار باقی میماند.
3. بررسی سه دسته از آیات قرآن
در این پژوهش ضروری بود تا ابتدا مفاهیم کلیدی مرتبط با موضوع پژوهش استخراج شود. برای شناسایی مفاهیم ابتدا با استفاده از متن قرآن و برچسب گذاری آیات، ٢٥٤ آیه که به طور صریح یا غیرصریح با وراثت پذیری و انتقال صفات ارتباط دارد، استخراج شد. از جمله آیاتی که در این زمینه صراحت بیشتری دارند آیه٢٧ سوره نوح(ع)، آیه ٢٨ سوره زخرف و ١٢٤سوره بقره است که با دقت و تامل بیشتری مورد تحلیل و بررسی قرارگرفت.
یکی از معروف ترین موارد استفاده از واژه «ﺃب» در قرآن مربوط به حضرت ابراهیم(ع) است که نقش مهمی به عنوان پدر معنوی ملت ها دارد. در آیه ١٢٤ سوره بقره[1]، خداوند حضرت ابراهیم(ع)را به عنوان پدر و رهبر امت ها میخواند. علامه طباطبایی(ره)مفهوم ذریه را در این آیه فرزندان حضرت ابراهیم(ع) دانسته و مینویسد: این آیه مربوط به اعطای مقام امامت به حضرت ابراهیم(ع) است؛ باید دانست این موضوع در اواخر عمر حضرت ابراهیم(ع) واقع شده است. هنگامی که حضرت اسماعیل(ع) وحضرت اسحاق(ع) متولد شده بودند وحضرت اسماعیل(ع) و مادرش در سرزمین مکه ساکن بودند. شاهد بر این مدعا جمله «و من ذریتی» است زیرا بر اساس آن حضرت ابراهیم(ع) تقاضای مقام امامت برای فرزندان خود نیزکرده است (طباطبایی،١٣٦٣ هش،ج١،ص٣٦٧). در تفسیر نمونه نیز ذیل این آیه آمده است که سمت امام بودن مخصوص افراد پاک خداست یعنی تنها در فرزندان پاک و فداکار او(حضرت ابراهیم(ع)) این سمت خواهد بود.(مکارم،١٣٧٢ش،ج١،ص٣١١). در این رابطه آیتالله طالقانی(ره) نیز معتقد است که« گویا در این درخواست حضرت ابراهیم(ع) به وراثت فکری و خونی ذریه توجه داشت ولی قانون وراثت هر چند موثر باشد برای احراز مقام امامت کافی نیست» (طالقانی، بیتا،ج١ ص٢۹٢).
آیه ٢٨ سوره زخرف
عقب(نسل)، به معنای نسل و نوادگان است. از نظر علمی و تاریخی، تأثیر فرهنگی و عقیدتی که یک فرد بر نسلهای آینده میگذارد، میتواند به شکلگیری تمدنها و ادیان بزرگ منجر شود، و این دقیقاً همان چیزی است که در مورد حضرت ابراهیم(ع) و نسلهای بعدی او رخ داده است.خداوند در آیه ٢٨ سوره زخرف [2]به یکی از دستاوردهای حضرت ابراهیم(ع) اشاره دارد و میفرماید که حضرت ابراهیم(ع)، پیام توحید(یگانگیخدا) را در میان نسلهای خود باقی گذاشت. این آیه نشان میدهد، پیام توحیدی که حضرت ابراهیم(ع) به مردم رساند،یک اصل بنیادین در ایمان به خداست که تا نسلهای بعدی او ادامه یافت و به عنوان یک اصل پایدار در میان پیروان او باقی ماند. منظور از کلمه «باقیه» در این آیه، همان پیام توحید و ایمان به خداوند یگانه است که حضرت ابراهیم(ع) آن را به عنوان میراثی معنوی به نسلهای بعدی خود منتقل کرد. این پیام تا به امروز در ادیان ابراهیمی(اسلام، یهودیت و مسیحیت) به عنوان اصل اساسی باقی مانده است. هدف از باقی ماندن این پیام: در پایان آیه آمده است: «لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» یعنی “شاید آنان بازگردند”. این بخش نشاندهنده امید خداوند است که مردم با بازگشت به پیام توحید، از مسیرهای نادرست بازگردند و به سوی ایمان و پرستش خدای یگانه هدایت شوند. همچنین از دیدگاه علمی و اجتماعی، انتقال باورها و عقاید از نسلی به نسل دیگر یک پدیده مستمر در جوامع انسانی است. به ویژه وقتی یک پیام معنوی یا فرهنگی مانند توحید، توسط شخصیتی مهم مانند حضرت ابراهیم(ع) به عنوان یک ارزش بنیادین مطرح میشود، آن پیام ممکن است قرنها و حتی هزاران سال باقی بماند. این نوع انتقال و تثبیت مفاهیم در سطح فرهنگی و دینی، معمولاً با مکانیسمهای اجتماعی مانند آموزش، پرورش و فرهنگسازی صورت میگیرد.
بنابراین، این آیه از سوره زخرف نشاندهنده قدرت و استمرار پیام توحید است که حضرت ابراهیم(ع) به عنوان یک پیام ماندگار به نسلهای بعدی منتقل کرد. از دیدگاه علمی و اجتماعی، این آیه به پدیدهای اشاره دارد که چگونه باورها و اعتقادات میتوانند به عنوان میراثی پایدار به نسلهای بعدی انتقال یابند و تأثیرات عمیقی بر جوامع آینده بگذارند.
آیه 27 سوره نوح(ع)
در این آیه[3]، حضرت نوح(ع) در خطاب به خداوند از سرکشی و فساد شدید قوم خود سخن می گوید و هشدار میدهد که اگر این افراد گمراهکننده باقی بمانند، نه تنها خودشان از مسیر درست خارج میشوند، بلکه نسلهای بعدی آنها نیز به فساد کشیده خواهند شد و به دنیا آوردن فرزندانی فاسد و کافر ادامه پیدا خواهد کرد. حضرت نوح(ع) با این بیان، نگران ادامه نسلهای آینده و تأثیرات تربیتی و اجتماعی این قوم گمراه است. انسان به جايى مىرسد كه در عقيده و عمل راهى براى اصلاح خود باقى نمىگذارد. «فاجِراً» در عمل، «كَفَّاراً» در عقيده. این آیه از دیدگاههای علمی و اجتماعی نیز به مسائل مهمی اشاره دارد که میتوان آنها را به پدیدههای اجتماعی و تربیتی ربط داد.
در جمع بندی مباحث قرآنی میتوان بیان داشت که با توجه به بررسی واژگانی و آرای مفسران این سه دسته از آیات قرآن، ویژگی های رفتاری و اعتقادی علاوه بر اینکه از طریق محیط و تربیت قابلیت انتقال به نسل های بعدی را دارد، بلکه از طریق ویژگی های طبیعی بدن انسان از جمله ژنتیک، نیز قابل توارث است.
4. وراثت پذیری ویژگیهای رفتاری در آخرین یافتههای علمی
دانش ژن شناسی فرآیند انتقال اطلاعات زیستی از فردی به فرد دیگر یا به عبارت بهتر از پدر و مادر به فرزند و نسل های آینده را مورد مطالعه قرار می دهد. نکته کلیدی در دانش ژن شناسی، موضوع وراثت پذیری است. این موضوع از آن رو پراهمیت به شمار میرود که به طور خاص نقش و تاثیر ژن ها بر چگونگی انتقال صفات را بررسی میکند. در طبيعت، اطلاعات زيستي از مولكول DNA به RNA، سپس به پروتئين تبديل ميشود. در اين فعل و انفعالات صدها پروتئين و آنزيم دخالت دارند. تبديل و ترجمه RNA به DNA از مهمترين مراحل تبديل اطلاعات نهفته در پروتئين است كه ميتواند تحت تأثير محيط سلول قرار گيرد و فعاليت پروتئين ها را در سلول تغيير دهد. اين تغييرات منتهي به ظاهر متفاوت و يا ديگر ويژگي ها در انسان ها ميشود. اين تحولات حتي در دوقلوهاي همسان هم وجود دارد تغيير در مقدار و فعاليت پروتئينهاي تنظيم كننده ژن ها تأثير بسزایی در توليد پروتئين هايی دارد که در شكل گيري ساختار و فعاليت هاي سلولي در اندام هاي بدن به ويژه مغز نقش داشته اند. هر جهش در ژن ممكن است در فرآیند توليد پروتئين در سلول اثر بگذارد و چنانچه اين جهش در ژن هاي موجود در سلول هاي مغز اتفاق بيفتد منجر به تغيير در فعاليت هاي مغز و به ناچار تغيير در رفتار انسان مي شود (Eddy 2001) و (مهدی سقاپور،١٣۹٥)
وجود تعداد معيني از ژن در سلول ها و بيان آن ژن باعث ايجاد سلول هاي متفاوت مغز، خون و يا جگر مي شود. بنابراين بيان و فعاليت ژن ها در بافت هاي گوناگون نشان دهنده اين است كه تعداد الگوي بيان ژن ها در بدن قابل افزايش هستند و در نتيجه براي يك ژن، اين امكان به وجود مي آيد كه چندين اثر در بدن داشته باشد. مكانيسم هاي مختلف محيطي نيز ميتوانند بر بيان ژن ها اثر گذاشته و نوع فعاليت آنها را در بدن تغيير دهند.
در چندسال گذشته يكي از مهمترين و شگفت انگيزترين كشفيات در ژنتيك به وقوع پيوسته و آن مشخص شدن تعداد ژن ها در سلول هاي انسان است كه در حدود 25000 عدد تخمين زده ميشود. چون اين تعداد ژن، با توجه به پيچيدگي ساختمان بدن انسان و به ويژه مغز كم ميباشد، دانشمندان در پي كشف مكانيسم هايي بوده اند كه وجود اين تعداد كم ژن را توجيه كند. جواب اين معما كه در چند سال گذشته كشف شده، در اين نكته نهفته است كه بيان چندين نسخه متفاوت از يك ژن براي ترجمه در بدن انسان امكان پذير است و با پژوهش هاي اخير در علوم زيستي، به نظر مي آيد مولكول RNAنقش مهمي در تنظيم توليد پروتئين هاي متعدد و متفاوت داشته باشد ((Eddy 2001، (متولیزاده،١٤۰۰).
اين كشفيات جديد نشان ميدهند كه براي هر ويژگي و صفت در انسان، تعداد زيادي ژن درگير هستند و هر ويژگي رفتاري و شخصيتي از تعداد زيادي ژن اثر ميپذيرد. این امر نقش کلیدی ساختار مغز در تولید رفتار و تاثیر آن بر صفات رفتاری و اخلاقی و حتی حالات روانی در انسان را نشان میدهد.
5. وراثت در ژنتیک
علم وراثت پذیری، موضوعی است که پیشینه ای بسیار قدیمی دارد و همیشه مسئله مورد توجه برای انسان ها بوده است. آنچه اهمیت موضوع وراثت پذیری را پررنگ میکند، پرداختن جوامع حتی ادیان مختلف به این موضوع است. بر اساس مطالعات انجام شده بر پایه زندگی اجتماعی ایرانیان باستان، نیاکان ما به شراکت مساوی جنس نر و ماده در تولیدمثل و انتقال صفات به فرزند آگاهی نسبی داشته اند. همچنین با استناد آیاتی از قرآن کریم، کتاب آسمانی مسلمانان نه به طور مستقیم بلکه به طور ضمنی به مفاهیم مربوط به وراثت، محیط، تاثیر این دو بر یکدیگر و شکل گیری رفتار اشاراتی دارد.
در مطالعات و پژوهش های جدید ژنتیک مشخص شده است که ژن ها نه تنها در بروز صفات فیزیکی نقش دارند بلکه در ایجاد رفتارها مانند تهییج پذیری، تحریک پذیری ناگهانی، افراطی عمل کردن، هیجان طلبی، ماجراجویی و نوطلبی و بیماری های روانی مانند اسکیزوفرنی و افسردگی دو قطبی و اوتیزم نقش تعیین کنندهای دارند. اخیرا در علوم اجتماعی و روانشناسی و فلسفه نقش ژن ها در شکل گیری شخصیت و رفتار انسان و ماهیت روان انسان و فعالیت مغز به عنوان تنها مرکز پردازش کلیه اطلاعات فعالیت های انسان مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.
برای مثال شخصيت و رفتار اعتيادپذير در بسياري افراد ديده ميشود. اعتياد به مواد مخدر، الكل، سيگار و موادي مانند شكلات از جمله موادي هستند كه انسان ها به تناسب نياز در سرپوش گذاشتن بر روي احساسات منفي خود از آن ها استفاده ميكنند. مطالعات نشان داده اند كه به طور كلي، هر مغزي مستعد معتاد شدن است ولي بعضي از مغزها به دليل زمينه ژنتيكي، مستعدترند. در مورد ويژگي هايی مثل خشونت یا رفتار پرخاشگرانه، کم رویی و خجالت نيز مطالعات بسياري وجود دارد و همگي تأييد كننده اين واقعيت است كه ژنتيك نقش تعيين كنندهاي در مقدار و درجه هر يك از اين ويژگي هاي شخصيتي و رفتاري در انسان دارد. نقش ژن ها در بيماري هاي رواني در طول دهه هاي گذشته با استفاده از روش هاي متفاوت بررسي شده است.
از دیدگاه علمی، ژنتیک رفتاری نشان می دهد که برخی از ویژگی های روانشناختی و رفتاری مانند هوش، اضطراب و حتی ویژگی های شخصیتی می توانند به طور ژنتیکی منتقل شوند. اما آنچه که رفتارشناسی و ژنتیک را به یکدیگر پیوند می دهد فرضیه شرطی سازی رفتاری است؛ بدین معنا که ویژگی های شخصیتی و رفتاری افراد به طور بالقوه و بدون توجه به زمینه ژنتیکی، آموزش پذیر است و این موضوع تنها به شرطی شدن صحیح یعنی تعامل با محیط اتفاق میافتد.
تغییرات اپیژنتیکی تغییراتی در DNA هستند که روشن یا خاموش شدن ژن ها را تنظیم میکنند. مطالعات گسترده اپیژنوم چندین مکان را با تغییرات متیلاسیون DNA در ژن های دخیل در رشد مغز و مسیرها یا انتقال دهنده عصبی شناسایی کردهاند، که این عوامل با بیماری های روانی مرتبط بودند. بنابراین، درک مکانیسم های دخیل در شروع، حفظ و وراثتپذیری حالات اپیژنتیک، جنبه مهمی از تحقیقات در زیستشناسی کنونی، به ویژه در مطالعه یادگیری وحافظه، احساسات و رفتار اجتماعی در انسان است.
6. آخرین یافته ها
از لحاظ علمی، شرح کامل سیر تحول باورها، عقاید نیازمند شواهد بیشتری است. بدون شک باورهای دینی، اساسا ریشه ای عمیق در درون انسان ها دارد؛ آنچنان عمیق که با تاثیرات اجتماعی و تحصیلی قابل توضیح نیستند. احتمالا دین فی نفسه تکامل نیافته است بلکه در اثر فرآیند تفکر شناختی ما، از طریق ساختارهای مورد پذیرش یا ساختارهای شناختی مانند ساختار اجتماعی، تکامل یافته است. شاید این مثال شامل اطلاعات صادقانه ای نسبت به سایر اطلاعات جعلی باشد. اگرچه امروزه در جوامع صنعتی مدرن، سکولاریزاسیون به رسمیت شناخته شده اما باورهای دینی(دین) با نابودی کامل هنوز فاصله زیادی دارد. به طوریکه طبق مطالعات، نگرش ها و رفتارهای دینی بین ٢۰% تا بیش از ٥۰% دارای زمینه ژنتیکی هستند. اگرچه هنوز مبنای ژنتیکی باورهای دینی به طور دقیق هنوز کشف نشده اما بنابر بررسی های صورت گرفته می توان مطمئن بود که دینداری (باورهای دینی) تنها متعلق به یک ژن مذهبی نیست بلکه مانند هر صفت پیچیده دیگری، پایه ای چند ژنی دارد. همچنین این موضوع با فرضیه تکامل چند ژنی باورهای دینی به شکل توانایی فرآیند تفکر شناختی مطابقت دارد. علاوه بر این از آنجایی که باورهای دینی تا حدی ارثی است، تقریبا در اغلب فرهنگ ها، افراد وابسته فرزندان بیشتری نسبت به افراد غیروابسته دارند که در نتیجه موجب پیدایش تکوینی باورهای دینی گردیده است. علیرغم نظریات هم سو با کاهش افراد متدین و دیندار، باید انتظار داشته باشیم که در٥۰ سال آینده تعداد افراد دیندار در سراسر جهان رو به افزایش است (Fieder et al., 2021)
امروزه بیش از هر زمان دیگری، اطلاعات مربوط به مشارکت ژنتیکی در رشد روانشناختی در دسترس است که سوالاتی را درباره چگونگی دریافت و نحوه استفاده این اطلاعات توسط افراد و تعیین قضاوت ها و رفتارهایشان مطرح میکند. شواهد محکمی وجود دارد که نشان میدهد توضیحات ژنتیکی باعث ذات گرایی ژنتیکی میگردد. در واقع تقویت باورها حاصل نوعی جهت گیری روانشناختی است که به طور طبیعی و تغییرناپذیری توسط ژن ها تعیین میشود. هدف ما از این پژوهش، درک بهتر چگونگی تاثیر اطلاعات ژنتیکی و باورهای مربوط به وراثت پذیری تقوا است که بر درک افراد از تقوا و نظریات و پژوهش ها به گزارش های ژنتیکی در زمینه تقوا اشاره میکند که ممکن است باعث شود افراد تقوا را کمتر یک مهارت انعطافپذیر ببینند و این امر بالقوه زمینه را برای تاثیرات منفی در فرزندپروری و تقویت تقوا فراهم میسازد. پژوهش های ما این احتمالات را مورد آزمایش قرار داده تا دانش جدیدی را براساس پیوندهای پیچیده بین اطلاعات ژنتیکی، باورهای عمومی و جنبه های رشد و شکوفایی انسان ارائه کند(Vess et al., 2019).
در پژوهشی دیگر به تعیین میزان مشارکت ژنتیکی در تغییرات بنیادین شناختی و عوامل تاثیرگذار مرتبط با باورها در مورد آسیب های آینده نگرانه پرداخته شده است. در این مطالعه تنوع فردی در تمام این فرآیندها میتواند تا حدی توسط ژنتیک به درجات مختلف توضیح داده شود. میزان نقش ژنتیک در این فرآیندها می تواند تا حدی توسط ژنتیک به درجات مختلف توضیح داده شود و میزان نقش ژنتیک در این فرآیندها بین 13 تا 39 درصد متغیر است. این نتایج بینش جدیدی را در مورد میزان وراثت پذیری فرآیندهای ذهنی بنیادین ارائه میدهد. با انجام این کار، سرنخ هایی از درجه احتمالی وراثت پذیری ویژگی های پیچیده تر روانشناختی ارائه شده است. این مطالعات بر روی کمیت وراثت پذیری صفات و رفتارهایی با پیچیدگی های بسیار زیاد نیز متمرکز شدهاند. با کمّی کردن مکانسیم شناختی و عاطفی در سطوح پایینتر، احتمالا بتوان نتایج کلی در مورد دامنه درجه احتمالی وراثت پذیری طیف وسیعی از رفتارها و صفات را به دست آورد و عواملی را که بیشتر در چنین وراثتپذیری نقش دارند، شناسایی کرد. چنین دانشی میتواند راهنمای ما در مسیر تلاش برای اصلاح فنوتیپ ها باشد، چرا که در حوزه های حساسی مثل ژنتیک، اگر اقدامات مداخله گرایانه مبتنی بر فرآیندها باشد، موفق تر هستند.(Vellani et al., 2022)
اگرچه قرآن کریم به طور مستقیم و با زبان علمی تخصصی به ژنتیک به معنای مدرن آن اشاره نکرده، اما برخی آیات به مسائلی مرتبط با آفرینش، وراثت و تنوع انسان ها پرداخته است که می تواند به طور غیر مستقیم به مفاهیم ژنتیک مربوط باشد. این آیات شامل مراحل جنینی، تنوع انسانی و آفرینش از نطفه و خاک است که می تواند به درک بهتر فرآیندهای زیست شناختی و تاثیرات ژنتیکی کمک کند. در بعضی از این آیات به جنبه های مختلفی از سرشت طبیعی، تاثیر وراثت و نقش تربیت و محیط در شکل گیری رفتارها پرداخته شده است. برخی از مفاهیم کلیدی مرتبط با علم ژنتیک مانند وراثت، تاثیرات محیطی بر رفتار و نقش اراده و انتخاب در رفتارهای انسانی به گونه ای در آیات قرآن مطرح شده که این مفاهیم نشان دهنده پیچیدگی رفتارهای انسانی و تاثیر متقابل عوامل مختلف از جمله ژنتیک و محیط بر آن ها است. البته تصریح آیات مختلف قرآن و از ضروریات دین اسلام است که انسانها با وجود تفاوت های ژنتیکی و محیطی، دارای اختیار و مسئولیت در انتخاب رفتارهای خود هستند.
تفسیر ژنتیک رفتاری در قرآن کریم از طریق مفاهیمی مانند فطرت، تاثیر تربیت و محیط و مسئولیت فردی قابل درک است. قرآن به این نکته اشاره دارد که انسان دارای ویژگی های ذاتی مانند بخل، حرص، ضعف، عجول بودن و مانند این است که شاید بتوان آنها را با ژن ها مرتبط دانست، اما این ویژگی ها در تعامل با محیط و تربیت توسعه می یابند. همچنین، قرآن بر آزادی اراده و مسئولیت فردی در انتخاب رفتارها تاکید می کند که نشان می دهد با وجود تاثیرات ژنتیکی و محیطی، انسان ها در نهایت خود مسئول رفتارهایشان هستند.
در این پژوهش با بررسی همۀ آیات قرآن کریم، ٢٥٤آیه که مفاهیم مرتبط با وراثت و انتقال صفات و باورها در آن ها بطور صریح یا غیرصریح آمده بود، جمعآوری شد. از این میان آیۀ ٢٧ سورۀ نوح(ع)[4] ، آیۀ ٢٨ زخرف [5]و آیۀ ١٢٤ بقره[6]، اشارۀ جدیتری به بحث وراثت پذیری باورها دارند.
وراثتپذیری باورها و ارزشها موضوعی پیچیده و چندوجهی است که در تقاطع ژنتیک، روانشناسی و علوم اجتماعی قرار دارد. در سالهای اخیر، تحقیقات جدیدی در این زمینه انجام شده است که برخی از آنها به توضیح نقش ژنتیک در شکلگیری باورها پرداختهاند. با توجه به اینکه همواره یکی از نگرانیهای بشر در طول تاریخ حیات، حفظ بقای خود و نسل خود بوده، می توان گفت کلید این معما در دانش ژن شناسی نهفته است. از آنجا که می دانیم مولکول DNA نقش اساسی در انتقال کدهای ژنتیکی پدر و مادر به فرزند دارد پس می توان نتیجه گرفت که انتقال صفات ظاهری از پدر و مادر به فرزند امری حتمی و اجتناب ناپذیر است. این موضوع حتی از دیرباز در فرهنگ های کهن مثل ایران باستان نیز مورد مطالعه قرار گرفته و به اشتراک بین جنس نر و ماده در وراثت اشاره شده است.
البته این حقیقت که همه صفات خلقی وراثت پذیرند قابل تأمل است. اما اینکه از میان بیست هزار ژن انسانی، کدام یک فرصت بیان شدن دارد، وابسته به محرک های محیطی است. این نکته را هم باید درنظر گفت ممکن است مثلا ژن گرایش به معنویت در انسان به شکل صفت ایمان بروز یابد اما تحت تاثیر محیط از بین برود و پرورش نیابد. در این پژوهش نشان داده شد که آخرین یافته های علم ژنتیک این احتمال را که ویژگی های رفتاری و حتی اعتقادی قابل انتقال از طریق ژن ها هستند را تأیید میکند. در نهایت شایان ذکر است که قرآن بیشتر به بیان کلیات خلقت انسان و نظم الهی در این فرایندها پرداخته و تفسیر علمی جزئیات آن به عهده دانش بشری است که در طول زمان گسترش یافته و با مفاهیم جدید مانند ژنتیک تکمیل شده است.
“قرآن کریم با تأکید بر نقش تربیت و اختیار انسان، انتقال صفات اعتقادی را صرفاً محصول ژنتیک نمیداند، اما آیاتی مانند «ذریه صالح» و تحلیلهای مفسران، نشاندهنده تأثیر غیرمستقیم عوامل وراثتی بر گرایشهای معنوی است. یافتههای ژنتیک رفتاری نیز مؤید آن است که برخی ویژگیهای شخصیتیِ مرتبط با دینداری، میتوانند ریشه در وراثت داشته باشند.”
منابع:
قرآن کریم
بصیری و گوهری. (١٣۹٢). نقش وراثت در سرنوشت انسان از منظر قرآن و حدیث. سراج منیر. ١۰٥_١٢٨.
بصیری، حمیدرضا، دیگران. (١٣۹٤). تفاوتهای فردی ناشی از عوامل ژنتیکی از دیدگاه قرآن و روایات معصومین(ع). پژوهشنامه تفسیر کلامی قرآن. ٢٢۹-٢٥٤.
رفیعی،اکبر.(١٣۹٨). وراثت و محیط از دیدگاه اسلام و نقش اراده در میان آنها. فصلنامه تخصصی اسلام پژوهان.
سقاپور، مهدی و دیگران.(١٣۹٥). اثرات محیطی بر تغییرات ژنتیکی،دومین کنگره ملی راهکارهای دستیابی به توسعه پایدار در بخشهای توسعه علم و فناوری.
شاهسوندحسنی،حسین و سالارپور،مهدیه. (١٣۹١). مقدمه ای بر مهندسی کروموزوم و مهندسی ژنتیک در سیمای قرآن.
فخررازی، محمد بن عمر، تفسیرکبیرمفاتیح الغیب، ترجمه علی اصغر حلبی. ١٣٧۹. ناشر: اساطیر.
فیاض، محمدحسن.(١٣۹۹). چگونگی تعامل قرآن با علوم جدید. فصلنامه حرفهای(علمی_ترویجی)پژوهان. ۹٥_١١۰.
متولی زاده اردکانی، علی.(١٤۰۰). مروری بر کتاب ژنتیک انسان شناسی. نقدنامه انسان شناسی.
مقصودی، فاطمه، مرادی، حسین. (١٤۰۰). بررسی فطری بودن گرایش به خدا و نقش ژنتیک در گرایشات مذهبی از منظر قرآن. همایش ملی پژوهشهای میان رشته ای قرآن و انگاره های علوم زیستی٤۰٦-٤١٣.
Vess, M., Brooker, R. J., Stichter, M., & Neiderhiser, J. M. (2019). Genes and virtue: exploring how heritability beliefs shape conceptions of virtue and its development. Behavior genetics, 49, 168-174.
Vellani, V., Garrett, N., Gaule, A., Patil, K. R., & Sharot, T. (2022). Quantifying the heritability of belief formation. Scientific Reports, 12(1), 11833.
Fieder, M., & Huber, S. (2021). The evolutionary biology of religious behavior. Interdisciplinary Journal for Religion and Transformation in Contemporary Society, 7(1), 303-334.
Watson, J. D. (2008). Molecular biology of the gene.
Wach, J. (2019). Sociology of religion. Routledge.
Johnson, W., Turkheimer, E., Gottesman, I. I., & Bouchard Jr, T. J. (2009). Beyond heritability: Twin studies in behavioral research. Current directions in psychological science, 18(4), 217-220.
Freeman, J. A. (2019). Is apostasy heritable? A behavior genetics study. Twin research and human genetics, 22(2), 88-94.
Koenig, L. B., & McGue, M. (2011). The behavioral genetics of religiousness. Theology and Science, 9(2), 199-212.
Willoughby, E. A., Love, A. C., McGue, M., Iacono, W. G., Quigley, J., & Lee, J. J. (2019). Free will, determinism, and intuitive judgments about the heritability of behavior. Behavior genetics, 49(2), 136-153.
Munroe, W. (2020). The challenge of heritability: genetic determinants of beliefs and their implications. Inquiry, 63(8), 831-874.
Krueger, R. F., & Johnson, W. (2021). Behavioral genetics and personality: Ongoing efforts to integrate nature and nurture.
Kandler, C., & Zapko-Willmes, A. (2017). Theoretical perspectives on the interplay of nature and nurture in personality development. In Personality development across the lifespan (pp. 101-115). Academic Press.
Weidmann, R., & Chopik, W. J. (2024). Explicating narrow and broad conceptualizations of environmental influences on personality. Journal of Personality, 92(1), 5-15.
Kandler, C., Bleidorn, W., & Wright, J. D. (2015). Personality differences and development: genetic and environmental contributions.
Perlstein, S., & Waller, R. (2022). Integrating the study of personality and psychopathology in the context of gene‐environment correlations across development. Journal of Personality, 90(1), 47-60.
Eddy, S. R. (2001). Non–coding RNA genes and the modern RNA world. Nature Reviews Genetics, 2(12), 919-929.