"قلب در قرآن کریم تنها یک عضو فیزیکی نیست، بلکه هسته مرکزی وجود انسان است که لایههای جسمانی، روانی و معنوی را به هم پیوند میزند و کشف رمزهای آن، کلیدی برای درک اعجاز علم و وحی است."
مطالعه مفهوم قلب در قرآن کریم، چالشی میانرشتهای است که مرزهای تفسیر دینی، فلسفه ذهن و علوم اعصاب را درمینوردد. این پژوهش با فراترکیب ۲۴ مطالعه معتبر، نشان میدهد که چگونه قلب در منظومه قرآنی، همزمان بهمثابه «عضو صنوبری»، «بطن سوم مغز» و «مرکز شهود معنوی» تفسیر شده است. یافتههای این تحقیق، گویای آن است که ۷۲ درصد از مقالات، قلب را ناظر به ساحت فرامادی میدانند، درحالیکه ۲۸ درصد به تبیین علمی-جسمانی آن پرداختهاند. این تقابل دیدگاهها، نهتنها ضرورت گفتگوی بیشتر بین علوم تجربی و الهیات را آشکار میکند، بلکه پرسشهای بنیادینی درباره ماهیت هوشیاری و ارتباط ذهن-بدن پیش میکشد. آیا زمان آن نرسیده است که با عبور از دوگانهانگاری سنتی، به مدلی یکپارچه از قلب بهعنوان «هستهای چندلایه» برسیم؟
چکیده
هدف اصلی این پژوهش، فراترکیب پژوهشهای انجام شده درباره کارکرد شناختی قلب و ماهیت قلب در قرآن کریم است. روش فراترکیب که در این مقاله از آن بهره گرفته شده است، برای تجزیه و تحلیل مطالعات کیفی و مطالعه تفسیری آنها مورد استفاده قرار میگیرد. جامعه آماری این پژوهش، 24 مقاله پژوهشی منتشر شده با نگاه اسلامی و قرآنی از سال ۱388 تا ۱۴۰۳ به زبانهای فارسی و انگلیسی است. سوالات اصلی این پژوهش عبارتند از اینکه مطالعات کیفی پیشین، چه برداشتی از مفهوم قلب در قرآن کریم ارائه نمودهاند؟ این مطالعات دارای چه اشتراکات تحلیلی هستند؟ مطالعات جدید چه افقی را فراروی مطالعات آینده قرار میدهند؟
نتایج این پژوهش نشان داد 72 درصد از مقالات، قلب مطرح در قرآن کریم را ناظر به قلب معنوی و فرابدنی و 28 درصد از منابع آن را ناظر به ساحت جسمانی دانسته اند که از این تعداد، 4 درصد، آن را به بطن سوم مغز و 24 درصد آن را به عضو صنوبری در سینه تفسیر نمودهاند. همچنین به لحاظ دامنه موضوعات و مهم ترین مولفههای مطالعاتی، این مقالات به ارتباط شناسی قلب با ساحتهایی همچون نفس، مغز، قلب صنوبری، صدر و غیره پرداخته بودند؛ نیز موضوعات سلامت قلب، کارکرد قلب به طور عام و نیز قلب در نگاه عرفانی از دیگر موضوعات مطرح در این مقالات میباشند. همچنین رویکرد قرآنی مطالعاتی این منابع همراه با رویکردهای تفسیری، فلسفی- عرفانی، ادبی- معناشناختی و پزشکی همراه بوده است. در نهایت میتوان گفت آنچه در این پژوهشها آمده، تنها میتواند بخشی از حقیقت قلب در قرآن باشد و مسیر مطالعه در این حوزه نیازمند کشفیات دقیق علوم تجربی است تا جنبههای اعجازآمیز کلام وحی روشن گردد. در جمع بندی و فراترکیب دیدگاه های مختلف، میتوانیم قلب را به عنوان یک هسته مرکزی در نظر بگیریم که توسط لایههای مختلفی همچون لایه فیزیکی، روانی و معنوی احاطه شده است و این لایهها به طور متقابل بر یکدیگر تأثیر میگذارند.
یکی از مفاهیم بسیار مهم در مقوله معرفت شناسی در قرآن کریم، مفهوم قلب میباشد. این مفهوم در 132 آیه از قرآن کریم (عبدالباقی، 1364، صص 549-551) بهکار رفته و همواره از موضوعات مورد توجه مفسران و محققان بوده است. شاید بتوان علت عمده توجه به مفهوم قلب را در انتساب برخی افعال شناختی به این عضو صنوبری در قرآن کریم دانست که قسمت عمده توجه و ادراک (اعراف: 179؛ توبه: 87، 93، 127؛ منافقون: 3) و حتی تعقل (حج: 43؛ ق: 37) را بدان نسبت داده است. این در حالی است که عمده مفسران تا دوران معاصر بر این باورند که قلب دارای شعور و ادراک نبوده و مراد قرآن کریم از کاربست این مفهوم، عقل، نفس و روح میباشد (راغب اصفهانی، 1412 ق، ص 682؛ طباطبایی، 1352، ج 2، ص 224؛ مصطفوی، 1368، ج 9، ص 305؛ طبرسی، 1408 ق، ج 9، ص 224؛ ابن عاشور، 1420 ق، ج 1، ص 252؛ رضا، 1414 ق، ج 9، ص420). باید توجه داشت مفهوم قلب و ادراکات آن، تنها در قرآن کریم مطرح نگشته بلکه از دیرباز و پیش از نزول قرآن کریم مورد توجه ادیان و اقوام مختلف قرار گرفته و به عنوان مرکز احساسات، عواطف، اندیشه و اراده انسان شناخته شده است. بنابراین دید تاریخی نسبت به این موضوع مسأله بسیار مهم و راهگشا تلقی میگردیده که برخی از محققان به تبارشناسی این انگاره پرداختهاند (عقبه و مهروش، 1398، صص 77-94). از سوی دیگر برای درک صحیح از مفهوم قلب باید منابع علمی و پزشکی در این زمینه مورد دقت و بازبینی قرار گیرد. آنچه در متون علمی جدید شایان توجه است این است که در سال 1991 میلادی پزشکی به نام دکتر جی. اندرو آرمور[1] نشان داد که قلب برای خود دارای ذهن و سیستم عصبی داخلی با حدود 40000 نورون است و مستقل از مغز عمل میکند (Andrew Armour, 1991, pp. 331- 341).
به هر روی با توجه به تشت آراء در زمینه مفهوم قلب در قرآن کریم و از سوی دیگر کشفیات جدید در علوم تجربی، ضروری است تا مجموعه مطالب که تاکنون درباره مفهوم قلب در قرآن کریم در مقالات به رشته تحریر درآمده، مورد بازنگری قرارگیرد.
در خصوص پیشینه پژوهش باید گفت تاکنون هیچ مقالهای به موضوع بازبینی و فراترکیب[2] مقالات درباره مفهوم قلب در قرآن کریم نپرداخته و سنتزپژوهی[3] پیرامون آن، از موضوعات نوین در این عرصه بهشمار میرود.
در این راستا پژوهش حاضر به پرسشهای زیر پاسخ میدهد:
مطالعات کیفی پیشین، چه برداشتی از مفهوم قلب در قرآن کریم ارائه نمودهاند؟
این مطالعات دارای چه اشتراکات تحلیلی هستند؟
مطالعات جدید چه افقی را فراروی مطالعات آینده قرار میدهد؟
2. روش شناسی تحقیق
با توجه به گسترش کاربرد تحقیقات کیفی در حوزه علوم مختلف، نیاز است نتایج این تحقیقات به شیوهای منسجم و سازمان یافته با یکدیگر تلفیق شوند تا بتوان از نتایج آن ها برای ارائه نظریات منسجمتر و کاربردیتر بهره گرفت. به منظور ترکیب و تلفیق مطالعات اولیه کیفی و نتایج آن ها روش فراترکیب میتواند مورد استفاده قرار گیرد. فراترکیب نوعی مطالعه کیفی است که یافتههای سایر تحقیقات کیفی در زمینه یک موضوع را به عنوان داده به کار میگیرد؛ بنابراین، نمونههای مطالعه فراترکیب را مطالعات کیفی تشکیل میدهند که محقق بر اساس سوال پژوهی مورد علاقه، آن ها را وارد مطالعه میکند (Sandelowski, 2008, p. 105). در واقع، فراترکیب به گونهای ارایه میشود که همزمان، نتایج مطالعات اولیه در آن قابل ردیابی باشد و هدف از آن، ارائه توضیح و کمک به درک جامعتر پدیدههاست. به عبارت دیگر، فراترکیب در جستجوی یکی کردن نتایج مطالعات کیفی، جهت کشف مفاهیم اساسی آن ها و تبدیل این مفاهیم به یک مفهوم نهایی و واحد است. روش فراترکیب با رویکردهای متفاوتی انجام میگیرد؛ رویکرد اصلی این پژوهش رویکرد سنتز تفسیری با تمرکز بر توسعه نظری و مفهومی است (عابدی جعفری و میری، 1398، ص 78). همچنین پیادهسازی این روش با الگوهای مختلف صورت میپذیرد؛ این پژوهش با الگوی هفت مرحلهای سندلوسکی[4] و باروسو[5] انجام شده است. مراحل این روش هفت مرحلهای عبارت است از: تنظیم پرسشهای پژوهش، بررسی نظاممند متون، جستوجو و انتخاب مقالههای مناسب، استخراج اطلاعات مقاله، تجزیه و تحلیل و ترکیب یافتهها، کنترل کیفیت و ارائه یافتهها .(Sandelowski; Barroso, 2007)
در این پژوهش، نخست، هدف و سوال پژوهش مشخص شد و سپس در گام دوم و سوم، در راستای پاسخ به سوالات مزبور، جامعه آماری پژوهش شکل گرفت. جامعه آماری این مطالعه، شامل مقالات معتبری است که از ابعاد و جوانب مختلف، به مسأله قلب از منظری قرآنی و اسلامی پرداختهاند. بدینمنظور، ابتدا کلیدواژگانی چون «قلب در قرآن»، «ماهیت قلب»، «عقل قلب»، «هوش قلبی»، «کارکرد قلب»، «ادراک قلب» و غیره، در سایتها و بانکهای اطلاعاتی مقالات و نشریات همچون Semantic Scholar, google scholar, pubmed noormags, magiran, civilica جستجو شدند. آنگاه پس از شناسایی و گردآوری حدود 40 مقاله، در مقام بررسی و مطالعه مشخص گردید، برخی از این اسناد به مسائل اصلی این تحقیق ارتباط چندانی ندارند و مثلاً از منظر ادبی یا اخلاقی محض و یا با رویکردی غیر قرآنی و اسلامی به مطالعه قلب پرداختهاند. لذا این اسناد از جامعه آماری این مطالعه کنار گذاشته شدند و در نهایت، 24 مقاله علمی پژوهشی که بیشترین تناسب را با موضوع و مسأله این پژوهش داشتند، انتخاب گردیدند. در گام چهارم، همه پژوهشهای انتخاب شده مورد مطالعه قرار گرفتند و نتایج مستخرج از متن و محتوای پژوهش به تفکیک مفهومگذاری شدند. در گام پنجم، نتایج و استدلالات و مفاهیم تفکیکی به دست آمده، دستهبندی و مقولهبندی شدند و موارد تکراری حذف گردید و در گام ششم، مطالب هر مقوله مورد بررسی، مقایسه و تحلیل شدند. در گام هفتم، نتایج به دست آمده از هر مقوله با یکدیگر ترکیب شدند تا راه برای ایجاد پیوندهای لازم میان آنها فراهم گردد.
شایان ذکر است همه جامعه آماری این پژوهش در بازه زمانی سال 1388 تا 1403 نگاشته شدهاند. البته در این بازه زمانی برخی کتابها و پایاننامهها نیز به رشته تحریر درآمده اند، اما به دلیل آنکه از این آثار، مقالات علمی مستقل نیز استخراج شده بود، تنها مقالات در جامعه آماری ما قرار گرفته است. همچنین در این پژوهش تنها مقالات فارسی و انگلیسی مورد تحلیل قرار گرفته است. فهرست پژوهشهای وارد شده در این پژوهش در جدول ذیل ملاحظه میشود.
دانشیار گروه زبان و ادبیات عرب دانشگاه رازی کرمانشاه
مقاله در مجله علمی انجمن ایرانی زبان و ادبیات عربی، ش13.
1388
2
رمز و راز واژه قلب در قرآن کریم (حقیقت یا مجاز)
محمدنبی احمدی؛ عباس حاج زین العابدینی
استادیار گروه عربی؛ و استادیار گروه الهیات، دانشگاه رازی کرمانشاه
مقاله در مجله علمی انجمن ایرانی زبان و ادبیات عربی، ش 22.
1391
3
جایگاه و نقش قلب در اخلاق عرفانی
فاطمه احمدی؛ شهناز قهرمانی
استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار؛ دانشجوی دکتری مدرسی معارف اسلامی، دانشگاه باقرالعلوم (ع) قم.
مقاله در مجله پژوهشهای اخلاقی، ش4.
1392
4
جایگاه معرفت شناسی قلب در قرآن کریم
حسن عبدی
استادیار و محقق حوزه و دانشگاه
مقاله در مجموعه مقالات قرآن و معرفتشناسي، تهران: سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي.
1392
5
دلالت های تربیتی معناشناسی قلب در قرآن کریم
محمد دلبری
دکترای قرآن و حدیث، رئیس گروه قرآن و معارف اسلامی سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی
مقاله پژوهشنامه تفسیر و زبان قرآن، ش 1.
1395
6
The Concept of The Heart in Islam
Amber Haque
Professor Department of Psychology and Counseling College of Humanities and social Sciences UAE University
مقاله سخنرانی در Center for Study and Research New Delhi, India
1396 (2017)
7
کارکرد قلب در قرآن کریم
بگم عقبه؛ فرهنگ مهروش؛ ارسطو میرانی
دانشجوی گروه علوم قرآن و حدیث؛ دانشیار گروه الهیات، استادیار گروه الهیات، دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرگان
مقاله در مجله مطالعات قرآنی و فرهنگ اسلامی، ش 4.
1397
8
تحلیل شناختی طبع قلب در قرآن
علیرضا قائمی نیا؛ شعبان نصرتی
دانشیار گروه معرفت شناسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی؛ استادیار گروه کلام امامیه پژوهشگاه قرآن و حدیث
مقاله در مجله ذهن، ش 84.
1397
9
تبارشناسی انگاره قرآنی قلب
بگم عقبه؛ فرهنگ مهروش
دانشجوی گروه علوم قرآن و حدیث؛ دانشیار گروه الهیات، دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرگان
مقاله در پژوهشنامه تفسیر و زبان قرآن، ش 14.
1398
10
تاثیر واکنشهای انفعالی قلب سلیم در سلامت روان از منظر قرآن کریم
سیده راضیه پورمحمدی؛ محمد سبحانی یامچی
دانشجوی ارشد تفسیر قرآن کریم؛ استادیار دانشکده علوم قرآن مراغه.
مقاله در مجله مطالعات قرآنی، ش 46.
1398
11
تحلیلی بر معناشناسی قلب سلیم؛ ره یافتی در شناخت سلامت معنوی در قرآن کریم
سید حسین حسینی کارنامی؛ علی اصغر زکوی
استادیار گروه معارف؛ دانشیار گروه معارف، دانشگاه علوم پزشکی مازندران.
مقاله در مجله دین و سلامت، ش1.
1398
12
A comparative study of the Eye of the Heart in Islamic Sufism and the Third Eye in Yoga
Samaneh Jafari, Tayyebeh Jafari
Ph .D. Graduate of Persian Language and Literature, University of Isfahan; Assistant Professor of Persian Language and Literature, Farhangian University
مقاله در مجله Journal of Literary Arts; V.12.
1399 (2020)
13
بررسی استعارههای هستی شناختی حوزه مفهومی قلب در نهج البلاغه
سمیه کاظمی نجف آبادی
استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه اصفهان.
مقاله در مجله پژوهشهای نهج البلاغه، ش 32.
1399
14
ابعاد شناختی قلب در منظومه معرفتی قرآن کریم
محمود واعظی؛ حسین جدی
استادیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه تهران؛ دانشجوی دکترای علوم قرآن و حدیث دانشگاه فردوسی مشهد
مقاله در مجله پژوهشهای قرآن و حدیث، ش 1.
1399
15
بررسی معرفت شناختی حکمت قلب از منظر ابن عربی بر اساس فصّ شعیبی
محمد کیوانفر؛ مطهره شکویی پور عالی نام
عضو هیات علمی دانشگاه ادیان و مذاهب؛ دانشجوی دکترای تصوف و عرفان اسلامی.
مقاله در مجله حکمت اسراء، ش 1.
1400
16
تحلیل بُعد غیرمادی انسان در قرآن بر پایه معناشناسی و بازخوانش نفس، روح و قلب
مهدی نورافشان؛ ابوالفضل خوش منش
دانشجوی دکترای علوم قرآن و حدیث؛ دانشیار گروه قرآن و حدیث دانشگاه تهران
مقاله در مجله پژوهشهای قرآن و حدیث، ش2.
1400
17
تعقل قلب در قرآن کریم: حقیقت یا اشتباه پزشکی
مجید معارف؛ عبدالهادی فقهی زاده؛ حسین رضایی
استاد گروه علوم قرآن و حدیث؛ استاد گروه علوم قرآن و حدیث؛ دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشگاه تهران.
مقاله در مجله قرآن و طب، ش 2.
1401
18
Heart Intelligence from Quran and Science: An Integrated Approach for the Evolution of Enlightened Self in the Society
Iram Gillani, Amber Ferdoos
Ph.D. Scholar Sociology, Assistant Professor, Sociology Department, International Islamic University, Islamabad, Pakistan
مقاله در مجله International Research Journal on Islamic Studies (IRJIS
1401 (2022)
19
Anatomy of the Intellect in the Quran: A Fresh Perspective
Muhammad Waqar Raza
Independant Researcher, Professor; Newcastle upon Tyne, UK
مقاله در مجله Al-Bayān – Journal of Qurʾān and Ḥadīth Studies
1401(2022)
20
تفسیر حکیم ترمذی از مفهوم قرآنی قلب
بگم عقبه
دانش آموخته دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد گرگان.
مقاله در مجله نقد آراء تفسیری، ش6.
1401
21
امکانات درونی قلب برای رویکرد پدیدار شناختی با تاکید بر مکتب عرفانی ابن عربی
عبدالله صلواتی
استاد فلسفه اسلامی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی.
مقاله در مجله پژوهشهای هستی شناختی، ش 23.
1402
22
بیماری های کنشی قلب از منظر قرآن
محمد باقریان خوزانی
استادیار گروه تفسیر و علوم قرآن، موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره)
مقاله در مجله معرفت، ش 309.
1402
23
Analysis of the Conceptual Map of Consciousness as a Cognitive Function in the Qur’an
Leila Taheri Far Shahriar Gharibzadeh
کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث، پژوهشکده مطالعات میان رشته ای قرآن؛ دانشیار پژوهشکده علوم شناختی و مغز، دانشگاه شهید بهشتی
مقاله در مجله Journal of Interdisciplinary Qur’anic Studies
1402 (2023)
24
ساختار قوای ادراکی قلب انسان از منظر قرآن کریم
محمدحسن مهدی پور، رحیم دهقان سیمکانی
دکترای مدرسی معارف اسلامی، دانشیار گروه الهیات و ادیان، دانشگاه شهید بهشتی
مقاله در مجله آینه معرفت، ش 78.
1403
3. یافتههای پژوهش
3-1- یافتههای توصیفی
3-1-1- فراوانی مطالعات و بازه زمانی
جامعه آماری پژوهش حاضر، 24 مقاله اند که در بازه زمانی 15 ساله بین سالهای 1388 تا 1403 نگاشته شده اند. طبقه بندی پژوهشها در این بازه زمانی نشان میدهد که بیشترین پژوهشها در سال 1401 انجام شده که 17% مقالات را شامل میشود و در برخی سالها تعداد مطالعات صفر میباشد.
شکل 1. دسته بندی پژوهشها برحسب زمان انجام پژوهش
3-1-2- زبان پژوهش
در میان پژوهشهای مذکور 5 پژوهش به زبان انگلیسی و 19 پژوهش به زبان فارسی بوده است. شایان ذکر است که در زبان های دیگر نیز ممکن است مقالاتی با مضامین پژوهشهای مورد مطالعه ما موجود باشد که البته در جامعه آماری ما قرار نگرفته است.
شکل 2. دسته بندی پژوهشها برحسب زبان پژوهش
3-1-3- رویکردهای پژوهشی
به طور کلی در جامعه آماری پژوهش حاضر، مطالعات قرآنی انجام شده با رویکرد تفسیری، فلسفی- عرفانی، ادبی- معناشناختی و پزشکی نگاشته شدهاند. از این میان بیشترین مطالعات (29%) به رویکردهای تفسیری و عرفانی- فلسفی اختصاص داشته و کمترین مطالعات (17%) به رویکرد پزشکی اختصاص دارند.
شکل 3. دسته بندی پژوهشها برحسب رویکردهای پژوهشی
3-2- یافتههای تحلیلی
برای یافتههای تحلیلی این پژوهش نخست مفاهیم به کار رفته در منابع استخراج و کدگذاری شد و پس از آن کدهای مشترک حذف شدند و کد گذاری محوری و مقولهبندی با بررسی مفاهیم مرحله پیشین انجام گرفت و مفاهیم کیفی ساخته شد و پس از آن مقوله بندی تا مرحله مقولات ابعادی پیش رفت و به طور کلی 4 مقوله ابعادی شناسایی شد. بیان اجمالی یافتههای تحلیلی این مقاله در باب قلب و ابعاد آن در قرآن کریم در جدول ذیل ملاحظه میگردد.
جدول 2. بیان اجمالی یافتههای تحلیلی این مقاله در باب قلب و ابعاد آن در قرآن کریم.
همانطور که در جدول فوق آمده است، مفهوم قلب در قرآن ابعاد گستردهای دارد و در حوزههای مختلفی از جمله ماهیت، کارکرد، سلامت و ارتباط با سایر مفاهیم، مورد بررسی قرار گرفته است. در ادامه، به بررسی دقیقتر هر یک از ابعاد مفهوم قلب در قرآن خواهیم پرداخت و تلاش خواهیم کرد تا به یک درک کاملتر از این مفهوم دست یابیم.ابعاد اصلی مفهوم قلب در قرآن عبارتند از:
مقولات ابعادي
مفاهيم کيفي
مفاهيم نخستين
ماهيت قلب
ساحت معنوی و روحی -عضو صنوبري-مغز
قلب به معناي روح و نفس ناطقه قلب به معناي هويت حقيقي انسان قلب، مظهر اسم جامع الله و مرکز دريافت معرفت شهودي قلب، نماينده بعد غيرمادي و فرابدني انسان قلب، عضو بدنيقلب، عنصر گوشتي قلب، اندام فيزيکي قلب، بطن سوم مغز
ارتباط شناسي قلب
ارتباط قلب با نفس- ارتباط قلب معنوي با قلب صنوبري -ارتباط قلب با مغز و سيستم عصبي
عينيت قلب با نفس(= روح) قلب، جوهره نفس قلب، دشمن نفس اين هماني قلب معنوي و گوشتي قلب، حقيقت ذومرتبه شامل بعد مادي و معنوي قلب معنوي و صنوبري، دو حقيقت مستقل با تاثيرات دوجانبه قلب، دروازه ورد اطلاعات به بخش نرم افزاري مغز (=ذهن)عينيت قلب با بطن سوم مغزقلب، حقيقت مستقل داراي شبکه عصبي مستقل، اما در ارتباط با مغز از طريق کانال هاي چهارگانه عصبي، بيوفيزيکي، بيوشيميايي و انرژي
کارکرد قلب
کارکرد شناختي -کارکرد عاطفي و احساسي -کارکرد عملي و ارادي
بُعد منبع شناختي قلب: کانون ادراکات انساني بعد ابزارشناختي قلب: قابليت ادراک شهودي و وحي قلب، کانون پردازش شناختي هاي حسي هوش قلبي مغز قلب قلب، کانون عواطف و احساساتقلب، مرکز ايمان قلب، داراي اراده و انتخابقلب، مبدأ خواست هاقلب، محرک اعضاء
سلامت قلب
قلب سليم
معناشناسي قلب سليم (سلامت روحي، سلامت جسمي) ويژگيهاي قلب سليم: آرامش، ايمان، تقوا، تثبيت، خشوع بيماري هاي قلب
ماهیت قلب:
از فراترکیب مقالات مرتبط میتوان دریافت سه نگاه و ارزیابی جدی نسبت به ماهیت و چیستی قلب در نگاه اسلامی و قرآنی مد نظر است:
الف- قلب به منزله ساحت معنوی و روحی
از این منظر قلب در قرآن و بیان معصومین (ع)، در معنایی مجازی و در توسعه معنایی (واعظی و جدی، 1399، ص 251؛ احمدی و حاج زین العابدینی، 1391، ص99؛ کاظمی نجف آبادی، 1399، ص 9؛ قائمی نیا و نصرتی، 1397، ص8)، مفهومی معنوی است که در یک نگاه عرفانی مظهر اسم جامع الله و مرکز دریافت معرفت شهودی و حقیقی است. در نگاه قرآنی، قلب، هویت و روح انسانی و شخصیت حقیقی و باطنی انسان است که در پس شخصیت ظاهری نهفته است. از نظر قرآن کریم، قلب فرمانده و نماینده بعد غیر مادی انسان است، دارای اختیار و انتخاب و مرکز هویت و شخصیت انسان است که به منزله روح عاقله بر قوای باطنی احاطه دارد و مایه قوام همه حواس باطنی است (برای نمونه ر.ک به: باقریان خوزانی، 1402، ص 69؛ کیوانفر و شکویی پور عالی نام، 1400، صص 8-9؛ احمدی و قهرمانی، 1392، ص 153؛ حسینی کارنامی و زکوی، 1398، ص 52؛ احمدی و حاج زین العابدینی، 1391، ص 104؛ عبدی، 1392، ص2).
از منظر این دسته از مفسران نمیتوان قلب در قرآن را معنای قلب گوشتی دانست زیرا:
با پیوند قلب صنوبری، تغییری در روحیه و شخصیت فرد رخ نمیدهد (Waqar Raza, 2022, P.186)؛
هیچ یک از حالات و صفات قرآنی که به قلب نسبت داده شده است را نمیتوان به قلب گوشتی نسبت داد به عنوان مثال قلب بدنی نه سنگ میشود و نه سختتر از سنگ؛ یا مثلاً قلب بدنی چشم و گوش ندارد (قائمی نیا و نصرتی، 1397، ص 9)؛
در روایات آمده است: قلب همان عقل است و قلمرو عقل در میان روحانیان و غیر جسم است (همان). نیز روایاتی چون «القَلبُ ثَلاثَةُ أنواعٍ: قَلبٌ مَشغولٌ بِالدُّنيا، و قَلبٌ مَشغولٌ بِالعُقبى، و قَلبٌ مَشغولٌ بِالمَولى» (مشکینی، 1424، ج1، ص 245) با قلب صنوبری سازگار نیست. (معارف، فقهی زاده و رضایی، 1401، ص 34).
دلیل چهارم اینکه در قرآن لزوماً سمع و بصر و قلب، یک کارکرد جسمی و حسی برای اذن و عین نیستند. لذا احتمالاً منظور از قلب فهم و آگاهی ناشی از تعقل، یا ذهن، و یا نفس باشد (قائمی نیا و نصرتی، 1397، ص 9).
البته این گروه از محققان بر این باورند که قلب معنوی ارتباط با قلب صنوبری هم دارد چون روح به وسیله قلب به بدن تعلق میگیرد و آثار این ادراکات بر قلب صنوبری هم ظاهر میشود. انسان موجودی دو بعدی است و دو بعد آن به هم مرتبطند؛ قلب هم حقیقت ذومرتبه است که از بعد معنوی تا مادی را در بر گرفته و در طول هم بر هر دو اطلاق میشود (واعظی و جدی، 1399، ص251).
ب- قلب به منزله ساحت جسمی قلب صنوبری
از منظر دستهای از مفسران قلب در قرآن کریم در کاربردی حقیقی (معروف، 1388، ص 131؛ عقبه، مهروش و میرانی، 1397، ص 18) به معنای عضو صنوبری است که بر اساس تحلیلهای علمی معاصر، از رهگذر سیستم عصبی پیچیده، هورمونها و میدان مغناطیسی، به عملکرد میپردازد (معروف، 1388، ص 131؛ عقبه، 1401، ص 16؛ عقبه، مهروش و میرانی، 1397، ص 18؛ Gillani, Ferdoos, 2022, P.10). دلایل آنها عبارت است از:
در قرآن کریم قلب در کنار اندامهای دیگر مثل گوش و چشم آمده، لذا مثل آنها ابزار شناخت است (عقبه، مهروش و میرانی، 1397، ص 18).
قلب به مثابه عضوی از بدن، همان کارکردهایی را در جهان بینی قرآنی دارد که در دوران معاصر به مغز نسبت داده میشود (عقبه، مهروش و میرانی، 1397، ص 18).
کارکردهای قلب معلوم میکند اولاً همه شناختهای حسی انسان در قلب پردازش میشود، ثانیاً خودش راههایی چون وحی و الهام برای شناخت مستقیم حفایق هستی دارد (عقبه، مهروش و میرانی، 1397، ص 18).
دلیل دیگر اینکه قرآن تاکید میکند قلب به عنوان مرکز درک و فهم و استدلال مهمتر از مغز است (Gillani, Ferdoos, 2022, P.10).
دلیل پنجم روایت پیامبر اکرم (ص)[7] (Haque, 2017, p.2) و حکمت ۱۰8 نهج البلاغه[8] (معارف، فقهیزاده و رضایی 1401، ص31) که ناظر به قلب صنوبری است.
ج- قلب به منزله مغز
از این منظر، اصلاً قلب و صدر در قرآن ناظر به خود مغز هستند و قلب به معنای بطن سوم مغز میباشد. شباهتهای علمی قلب و مغز چنین است: مغز در محاصره سیستم لیمپیک است همان گونه که قلب در محاصره قفسه سینه است. جسم پینهای مغز مثل ستون فقرات است، دو نیمه تالاموس مثل دو ریه قفسه سینهاند، بطن سوم مغز هم در بسیاری از عملکرد عملکردهای حیاتی نقش دارد، عصبها و سلولها حرکات و جریانها همه و همه در قلب شبیه به مغز و بطن سوم آن هستند (Waqar Raza, 2022, pp.205- 209). لذا شاید قلب و قفسه سینه (صدر) در معنای حقیقی خود در قرآن کریم ناظر به بخشهایی از مغز باشند. در این صورت، مغز مکان فیزیکی و زیرساخت فیزیولوژیکی تجربیات و عملکردهایی است که در قرآن به قلب نسبت داده شده است. براین اساس، قلب نمادین و معنوی مربوط به جنبههای معنوی و فرابدنی انسان است، اما ادراکات و احساساتی که در قرآن کریم به قلب نسبت داده شده، میتواند در معنای حقیقی، ناظر به بخشهایی از مغز باشد (Waqar Raza, 2022, pp.205- 209).
به طور کلی، از تحلیل فراترکیب نتایج پژوهش حاضر، در مجموع، 72 درصد از مقالات، قلب مطرح در قرآن کریم را ناظر به ساحت معنوی و فرابدنی و 28 درصد از منابع قلب را به عنوان ساحت جسمی ارزیابی کردند که از این تعداد 24 درصد به قلب صنوبری و 4 درصد به بطن سوم مغز اشاره داشته اند.
شکل 4. دسته بندی پژوهشها برحسب ارزیابی منابع از ماهیت قلب در قرآن
ارتباط شناسی قلب
با توجه به تفاوت دیدگاهها در رابطه با ماهیت قلب، حال درباره نوع این ماهیت نیز در ارتباط با مفاهیمی چون نفس، عضو صنوبری و مغز دیدگاههای مختلفی مطرح است که در ادامه ارتباط قلب قرآنی با این مفاهیم از منظر فراترکیب منابع تبیین میگردد.
3-2-2-1- ارتباط سنجی قلب و نفس
در بعد ارتباط قلب با نفس، چند دیدگاه عمده مطرح است:
عینیت قلب و نفس و روح
بسیاری از مفسران، قلب و نفس (=نفس ناطقه) در قرآن را ناظر به بعد معنوی انسان دانسته و هر دو را برابر با روح انسانی میدانند. از منظر ایشان، قلب همان نفس ناطقه و همان روح الهی است که در کالبد جان به ودیعت نهاده شده است (باقریان خوزانی، 1402، ص 69؛ کیوان فر و شکوییپور عالینام، 1400، صص 8-9؛ احمدی و قهرمانی، 1392، ص 153؛ حسینی کارنامی و زکوی، 1398، ص 52؛ احمدی و حاج زین العابدینی، 1391، ص 104؛ صلواتی، 1402، ص 90؛ عبدی، 1392، ص2). اگر قلب برابر با نفس و روح باشد، سمع و بصر، ابزار ورود اطلاعات به آن است. (عبدی، همان)
قلب، جوهره نفس
از این منظر، نفس در قرآن به معنای وجود انسان اعم از بدن، قوای درونی، هدایت کنندهها و هر آن چیزی است که موجودی به نام انسان را میسازد. قلب به معنای روح، فرمانده و جوهره نفس است که نماینده بعد غیر مادی انسان است و با ابزار جسم، فعالیت میکند (نورافشان و خوشمنش، 1400، ص 527).
قلب، دشمن نفس
از این منظر، نفس قرین روح، اما متفاوت با آن است و در تمام حیوانات یافت میشود، در حالیکه روح ناظر به جنبه الهی و متعالی انسان است. قلب و نفس هر دو، در ظرف وجودی انسان قرار داشته و تبیینی مادی دارند. نفس انسان مثل دشمنی خانگی در صدر یعنی در ارگ پادشاهی قلب نهان شده، و منتظر فرصت است. وی کارهای ناپسند را نتیجه غلبه نفس، و رفتارهای پسندیده را حاصل غلبه قلب انسان دانسته است (عقبه، مهروش، و میرانی، 1397، ص 23).
با توجه به دیدگاههای مختلف، میتوان نتیجه گرفت:
مفاهیم قلب و نفس در قرآن دارای معانی چندگانه و لایههای مختلفی هستند.
قلب و نفس هر دو به ابعاد مختلف وجود انسان اشاره دارند. قلب بیشتر به بعد معنوی، روحانی و شناختی انسان مربوط میشود، در حالی که نفس به جنبههای مادیتر و حیوانی انسان اشاره دارد.
قلب و نفس در یک تعامل مداوم با هم هستند و بر یکدیگر تاثیر میگذارند.
در نهایت، میتوان گفت که قلب و نفس دو مفهوم کلیدی در قرآن هستند که درک دقیق آنها برای شناخت ماهیت انسان و مسیر کمال او ضروری است. هر یک از دیدگاههای ارائه شده، بخشی از حقیقت را روشن میسازد و هیچکدام به تنهایی نمیتواند تمام ابعاد این موضوع را پوشش دهد. برای رسیدن به یک درک جامع، باید تمامی این دیدگاهها را در کنار هم قرار داده و با رویکردی تلفیقی به آنها نگریست.
3-2-2-2- ارتباط سنجی قلب قرآنی با عضو صنوبری
همانطور که پیش از این توضیح داده شد، گروهی از پژوهشگران قلب قرآنی را همان عضو صنوبری در بدن انسان میدانند اما توضیحات بیشتری در این رابطه داده نشده است. تنها برخی دیدگاههای تلفیقی در این میان، سعی در ایجاد ارتباط بین قلب معنوی و قلب فیزیکی دارند.
لذا جمع بندی دیدگاه منابع درباره ارتباط قلب قرآنی با قلب صنوبری عبارت است از:
اين هماني قلب قرآنی و عضو صنوبری (معروف، 1388، ص131؛ عقبه، 1401، ص 16؛ عقبه، مهروش و میرانی، 1397، ص18؛ Gillani, Ferdoos, 2022, P.10)؛
قلب قرآنی، حقيقت ذومرتبه شامل بعد مادي و معنوي است (واعظی و جدی، 1399، ص252)؛
قلب قرآنی دو حقيقت مستقل، شامل قلب معنوي و قلب صنوبري، با تاثيرات دو جانبه است (Haque, 2017, p. 5).
بنابر این دیدگاه، مفهوم قلب در قرآن بسیار گسترده و چندوجهی است و قلب نه تنها یک عضو فیزیکی، بلکه یک مرکز معنوی و ارتباط با عالم غیب نیز محسوب میشود. ارتباط دقیق بین قلب فیزیکی و قلب معنوی نیازمند تحقیقات بیشتر است.
3-2-2-3- ارتباط شناسی قلب با مغز
در بعد ارتباط قلب قرآنی با مغز سه دیدگاه عمده مطرح است:
قلب به عنوان دروازه ورودی اطلاعات به ذهن
این محور بر نقش قلب به عنوان دروازه ورودی اطلاعات حسی و عاطفی به بخش نرم افزاری مغز (ذهن) تاکید دارد. از این منظر، دستگاه آگاهی در قرآن، بعد سخت افزاری دارد به نام مغز که نرم افزار آن، ذهن (نفس) است. قلب (فواد)، سمع و بصر هم ابزارهای ورودی اطلاعات به ذهن و مغزند. قرآن به فیزیولوژی کاری نداشته و مراد از قلب و سمع و بصر و … بعد مادی و فیزیکی آن نیست، بلکه فهم و تعقل است (Taherifar, Gharibzadeh, 2023, p. 61).
عینیت قلب با بطن سوم مغز
این محور به شباهتهای ساختاری و عملکردی بین قلب و بطن سوم مغز اشاره دارد. بطن سوم مغز، حفرهای پر از مایع مغزی نخاعی است که در عمق مغز قرار دارد و نقش مهمی در تنظیم هومئوستاز و تولید هورمونهای مختلف دارد. برخی پژوهشگران، شباهتهایی بین عملکرد قلب و بطن سوم مغز قائل هستند و معتقدند قلب همان بطن سوم مغز است (Waqar Raza, 2022, p.186).
قلب به عنوان یک سیستم عصبی مستقل
این محور بر وجود یک سیستم عصبی مستقل در قلب تاکید دارد که به قلب اجازه میدهد تا به طور مستقل اطلاعات را پردازش کرده و با مغز ارتباط برقرار کند. این ارتباط از طریق چهار کانال عصبی، بیوفیزیکی، بیوشیمیایی و انرژی برقرار میشود. مغز نیز به نوبه خود، بر عملکرد قلب تاثیر میگذارد و یک تعامل پیچیده بین این دو عضو وجود دارد (Haque, 2017, P. 5). شواهد علمی نشان گر این است که قلب اطلاعات بیشتری به مغز ارسال میکند تا مغز به قلب. همچنین سیستم عصبی ذاتی قلب دارای عملکردهای حافظه کوتاهمدت و بلندمدت است و میتواند بهطور مستقل از فرمانهای عصبی مرکزی عمل کند. خروجی عصبی یا پیامهای سیستم عصبی ذاتی قلب از طریق مسیرهای صعودی در ستون فقرات و عصب واگ به مغز منتقل میشود، جایی که به مدولا، هیپوتالاموس، تالاموس و آمیگدالا و سپس به قشر مغز میرسد (Gillani, Ferdoos, 2022, P.10).
با ترکیب این سه دیدگاه، میتوانیم به یک مدل جامع از ارتباط قلب و مغز بر اساس دیدگاه قرآنی دست پیدا کنیم. این مدل نه تنها به ابعاد فیزیولوژیکی این ارتباط میپردازد، بلکه ابعاد روحانی و معنوی آن را نیز در نظر میگیرد. در این مدل، قلب نه تنها یک عضو فیزیکی برای پمپاژ خون است، بلکه یک مرکز پردازش اطلاعات، احساسات، شهود و وحی نیز محسوب میشود. قلب به عنوان دروازه ورودی اطلاعات به ذهن، نقش مهمی در شکلگیری افکار، احساسات و تصمیمگیریها دارد. قلب این اطلاعات را پردازش کرده و به صورت افکار، احساسات و تصمیمگیریها به مغز منتقل میکند. مغز نیز با توجه به اطلاعات دریافتی از قلب و سایر منابع، تصمیمگیری میکند و پیامهایی را به قلب ارسال میکند که بر ضربان قلب، فشار خون و سایر عملکردهای قلبی عروقی تأثیر میگذارد.
سلامت قلب
بر اساس، فراترکیب دادههای منابع، «قلب سلیم» در قرآن کریم، مهمترین مفهومی است که درباره سلامت قلب سخن میگوید. دادههای منابع در این باب در محورهای ذیل قابل مطالعه است:
معناشناسی قلب سلیم:
در نگاه حداکثری که قلب را مرادف با ساحت روحی و بعد معنوی انسان میدانند، قلب سلیم مرادف روح پاک و شخصیت سالم است و سلامت قلب، همان سلامت معنوی انسان است. از منظر ایشان، در بررسی صفات قلب مانند سلامت و مرض که از صفات مادی هستند، قرائن محفوفه و سیاق آیات بهخوبی نشان میدهد که منظور جنبه روانی و اخلاقی و معنوی مورد نظر است. (باقریان خوزانی، 1402، ص69؛ حسینی کارنامی و زکوی، 1398، ص53؛ پورمحمدی و سبحانی یامچی، 1400، ص38؛ عبدی، 1392، ص4).
در نگاه حداقلی با توجه به روایتی از پیامبر اکرم (ص) که به نقش قلب صنوبری در سلامت بدن میپردازد، سلامت قلب به معنای سلامت عضو صنوبری است و بیماریهای روحی ناظر به قلب را با تبیینی فیزیکی و مادی توجیه میکنند. مثلاً برخی با تبیینی از فیزیولوژی قلب و جایگاه آن در میان عروق بدن برپایۀ باور قدما، توضیح دادهاند که شیطان چگونه میتواند خود را از طریق عروق به قلب افراد برساند و آنها را گمراه کند (عقبه، 1401، ص35).
برخی نیز با نگاهی تلفیقی به قلب، سلامت قلب معنوی و جسم صنوبری را با هم مدّ نظر قرار داده و معتقدند رابطۀ میان بیماری و سلامت قلب جسمانی و روحانی، عموم و خصوص من وجه است به عبارت دیگر، پاکسازی و سلامت قلب فیزیکی میتواند تأثیر مثبتی بر وضعیت روحی و معنوی فرد داشته باشد. این بدان معناست که اگر فرد به سلامت جسمی خود توجه کند و به بهبود وضعیت قلب خود بپردازد، ممکن است این امر به بهبود احساسات، افکار و ارتباطات معنوی او نیز کمک کند. به علاوه، پاکسازی قلب معنوی از آلودگیها و احساسات منفی نیز میتواند به بهبود کیفیت زندگی و افزایش آرامش درونی منجر شود. بنابراین، در این دیدگاه، هر دو بعد فیزیکی و معنوی قلب به یکدیگر وابستهاند و توجه به هر یک میتواند به بهبود دیگری کمک کند (واعظی و جدی، 1399، ص 253).
نشانه های قلب سلیم:
از فراترکیب دادهها، قلب سلیم در قرآن کریم دارای چهارده نشانه است: قلب ابراهیمی (ایمان) ، متقی، نرمخو ، پندپذیر، خاشع، منیب، هراسان از یاد خدا، رئوف، متواضع، حی، ذاکر، آرام و گشاده (حسینی کارنامی و زکوی، 1398، ص 50؛ پورمحمدی و سبحانی یامچی، 1398، ص 50 ).
به طور کلی قلب سلیم، قلبی است که از آفات بری باشد (باقریان خوزانی، 1401، ص70) که حال به تناسب نوع نگاه پژوهشگر، این آفات میتوانند بیماری های روحی یا جسمی باشند و در نهایت دوری قلب از این آفات، سلامتی را رقم میزند که نشانه های فوق را داراست. در فراترکیب داده های منابع میتوان گفت:
– قلب سلیم، یک کل واحد است که ابعاد روحی، روانی و جسمانی را در بر میگیرد؛
– ابعاد مختلف قلب با هم در تعامل هستند و تاثیر متقابل بر یکدیگر میگذارند؛
– سلامت روحی، پایه و اساس سلامت قلب جسمی است و بر سایر ابعاد تاثیرگذار است؛
– سلامت جسمانی، به ویژه سلامت قلب فیزیکی، میتواند به بهبود سلامت روحی کمک کند؛
– نشانههای قلب سلیم در رفتار، گفتار و کردار فرد بروز میکند.
کارکرد قلب:
بر اساس فراترکیب دادههای ارائه شده در منابع، کارکردهای قلب در قرآن به شرح زیر است؛ باید توجه داشت ثبوت این کارکردها در قرآن برای قلب، بین تمام پژوهشگران مورد اتفاق است و تنها تبیین ایشان از چگونگی این کارکردها، تحت تاثیر نوع نگاه ایشان به ماهیت قلب، متفاوت است. این کارکردها عبارتند از:
کارکرد معرفتی و شناختی
پژوهشها نشان ميدهند که در قرآن، قلب بهعنوان يک مرکز ادراک و معرفت معرفي شده و جايگزيني براي عقل بهحساب ميآيد. اين جنبهي قلب، در عرفان اسلامي و فلسفه نيز بهعنوان قلب معنوي و عقل شهودي مطرح است و به «عقل قلب» يا «فواد» اشاره دارد که ميتواند به حقيقت و معرفت نائل شود (کیوان فر و شکوییپور عالینام، 1400، ص10؛ صلواتی، 1402، ص 98؛ مهدیپور، دهقان سیمکانی، 1403، ص 27؛ Jafari, Jafari, 2020, p.43). قلب به عنوان مرکز ادراک و معرفت عمیق عمل میکند که فراتر از ادراک حسی و عقلی معمول و قادر به درک شهودی و مستقیم حقایق است.
تبیین چگونگی کارکرد شناختی قلب از نگاه پژوهشگرانی که قلب را ساحت روحی و معنوی و معادل با نفس ناطقه میدانند، در دو بعد منبع شناختی و ابزارشناختی قابل ارزیابی است (احمدی و قهرمانی، 1392، ص 156؛ عبدی، 1392، ص3؛ واعظی و جدی، 1399، ص 239؛ مهدیپور و دهقان سیمکانی، 1403، ص 27؛ 2023, P.61 Taherifar, Gharibzadeh,).
نیز این فرآیند در نگاه اقلیتی که قلب را عضو صنوبری میدانند، با تبیین مادی همراه است و بر سیستم عصبی پیچیده قلب تکیه دارد (Gillani, Ferdoos, 2022, P.10 ؛ ;Haque, 2017, p.2 عقبه، مهروش و میرانی، 1397، ص 18؛). این امر امروزه به معنای مغز قلب یا هوش قلبی شناخته شده است. از این منظر، در بعد عملکرد منطقی، قلب دارای یک سیستم عصبی ذاتی و انتقال دهندههای عصبی مشابه مغز است که مستقل از مغز عمل میکند و میتواند ادراک کند و اطلاعات بیشتری را به مغز منتقل نماید تا مغز به قلب. نیز در بعد عملکرد شهودی، این شهود از طریق احساسات و الهامات و تحت تاثیر اتصالات انرژی و میدان مغناطیسی قلب انجام میشود (عقبه، مهروش و میرانی، 1397، ص 18؛ Ferdoos, 2022, P.10 Gillani, ؛Haque, 2017, p.2).
کارکرد عاطفی و احساسی:
فراترکیب کارکردهای قلب نشان میدهد که این مفهوم در قرآن و متون دینی دارای ابعاد متعدد و پیچیدهای در ساحت عاطفی و احساسی است (عقبه و مهروش، 1398، ص 85؛ عبدی، 1392، ص2؛ معروف، 1388، ص 142).
در نگاه بیشتر محققان که قلب را معنوی و فرابدنی می بیند، این جنبه از قلب با ابعاد زیر مرتبط است:
مرکز تجربیات عاطفی معنوی: قلب محل تجربه احساساتی مانند خشوع، محبت الهی، و ترس از خدا است.
پذیرنده تأثیرات روحانی: قلب قادر به دریافت و درک الهامات و تجلیات معنوی است.
تنظیمکننده حالات روحی: قلب نقش مهمی در تنظیم حالات روحی و عاطفی انسان در ارتباط با مسائل معنوی دارد (احمدی، 1395، ص 157؛ احمدی و حاج زین العابدینی، 1391، ص 118).
اما از دیدگاه محققانی که برای قلب در قرآن تبیین قلب صنوبری دارند، این کارکرد، تبیینی مادی دارد. از این منظر، طبق کارکرد عاطفی قلب صنوبری از سه طریق تبیین میگردد:
شبکه عصبی مستقل: قلب دارای شبکه عصبی مستقلی است که در پردازش اطلاعات عاطفی مشارکت میکند.
ارتباط دوطرفه با مغز: کانالهای ارتباطی دوجانبه بین قلب و مغز وجود دارد که بر تجربیات عاطفی تأثیر میگذارند.
تولید هورمونها: قلب با تولید هورمونهایی مانند ANF بر حالات عاطفی تأثیر میگذارد. (Gillani Ferdoos, 2022, P.12 ؛Haque, 2017, p.4).
برخی پژوهشگران نیز با نگاهی تلفیقی به قلب، معتقدند ارتباطی بین کارکردهای عاطفی قلب معنوی و قلب فیزیکی وجود دارد و حالات عاطفی معنوی میتوانند بر عملکرد فیزیکی قلب تأثیر بگذارند و بالعکس (واعظی و جدی، 1399، ص252).
کارکرد عملی و ارادی
فراترکیب دادهها نشان میدهد که کارکرد عملی و ارادی قلب در قرآن و متون دینی، حقیقتی ثابت شده است. این کارکردها از تصمیمگیریهای اخلاقی و معنوی گرفته تا تأثیرات فیزیولوژیک بر رفتار را شامل میشود. اگرچه دیدگاه غالب بر جنبههای معنوی و روحانی قلب تأکید دارد، یافتههای علمی جدید نیز نقش قلب فیزیکی در فرآیندهای تصمیمگیری و عمل را تأیید میکنند.
از منظر محققانی که بعد روحانی و معنوی قلب را در نظر میگیرند، میتوان بعد عملی و کارکردی قلب به مثابه نفس ناطقه و فرمانده بعد فرابدنی انسان را در دو محور «مبدأ خواستها و محرک اعضا» و «دارای اختیار و انتخاب» به شرح زیر تحلیل کرد:
منشأ اراده و نیت: قلب در قرآن و متون دینی به عنوان مرکز شکلگیری اراده و نیت معرفی شده است. این کارکرد قلب نشان میدهد که خواستها و تمایلات انسان از قلب نشأت میگیرند.
هدایتکننده اعمال: قلب به عنوان عامل هدایتکننده اعمال و رفتار انسان عمل میکند. این نقش قلب در تحریک و هدایت اعضای بدن برای انجام اعمال مختلف تجلی مییابد.
مرکز انگیزش: قلب منبع انگیزههای درونی برای انجام اعمال نیک و پرهیز از اعمال ناپسند است. این کارکرد نشان میدهد که قلب نقش محوری در ایجاد انگیزه و تحریک انسان به عمل دارد (احمدی و قهرمانی، 1392، ص 158؛ نورافشان و خوشمنش، 1400، ص 544؛ دلبری، 1395، ص 100).
از سوی دیگر، از منظر نگاه حداقلی و فیزیولوژیک به قلب، در تبیینی مادی، قلب از طریق سیستم عصبی خودمختار و یا از رهگذر ارتباط تعاملی با مغز میتواند بر رفتارهای ارادی و غیرارادی انسان تأثیر بگذارد. رویکردهای تلفیقی نیز تلاش میکنند ارتباطی بین این ابعاد مختلف برقرار کنند. این تنوع کارکردها نشاندهنده اهمیت و جایگاه ویژه قلب از منظر قرآن و علوم اسلامی است.
4. نتیجه گیری
در پژوهش های انجام شده، اکثر مطالعات به لحاظ دامنه موضوعی، به تبیین نقش شناختی و معنوی قلب تمایل داشتهاند و از نظر توزیع زمانی، پژوهشهای اخیر بر کارکرد شناختی و ارتباطهای چندبعدی قلب با مغز تمرکز بیشتری دارند. طبق آنچه گذشت، پژوهشگران غالباً (72%) قلب در قرآن را ناظر به ساحت معنوی و فرابدنی انسان دانسته و کارکردهای متعدد شناختی، عاطفی و عملی برای آن قائل شدهاند. با این حال، برخی پژوهشگران (28%) نیز تلاش کردهاند، تبیینی مادی و علمی از مفهوم و کارکرد قلب در قرآن ارائه دهند. به نظر میرسد فراترکیب دادههای منابع که ارتباط بین ابعاد معنوی و مادی قلب را در نظر میگیرد، می تواند دیدگاه جامع تری در این زمینه ارائه دهد. از این منظر، قلب در قرآن به عنوان یک هسته مرکزی عمل میکند که تمامی ابعاد وجودی انسان را به هم پیوند میدهد. این هسته، هم جنبههای مادی و فیزیکی دارد و هم جنبههای معنوی و روحانی. سلامت و رشد این هسته، به معنای رشد و کمال انسان است.
نتایج دیگر این پژوهش عبارتند از:
تعدد معانی قلب: مفهوم قلب در قرآن دارای گستردگی معانی است که از بعد فیزیکی تا معنوی را دربرمیگیرد. این گستردگی، نشان از اهمیت و پیچیدگی این مفهوم در انسانشناسی اسلامی دارد.
اهمیت قلب در انسانشناسی اسلامی: قلب به عنوان مرکز شخصیت، اراده، ایمان و ارتباط با خداوند شناخته شده است. این نشان میدهد که قلب، هسته مرکزی انسان و عامل اصلی هدایت او به سوی کمال است.
ارتباط قلب با سایر مفاهیم قرآنی: قلب با مفاهیمی مانند روح، نفس، مغز و … ارتباط تنگاتنگی دارد. این ارتباطات نشان میدهد که قلب در یک سیستم یکپارچه و هماهنگ با سایر ابعاد وجود انسان عمل میکند.
اهمیت سلامت قلب: سلامت قلب به عنوان شرط اساسی برای سعادت و رستگاری انسان مطرح شده است. این نشان میدهد که سلامت روحی و روانی انسان، نیز سلامت جسمی او به شدت به سلامت قلب وابسته است.
ابعاد مختلف کارکرد قلب: قلب نه تنها در شناخت، احساس و اراده نقش دارد، بلکه در دریافت وحی و ارتباط با عالم غیب نیز مؤثر است. این نشان میدهد که قلب، یک مرکز چندکاره است که در همه ابعاد زندگی انسان نقش ایفا میکند.
در مطالعه منابع مزبور و در فرایند تحلیل، مشخص شد تبیین بیشتر کارکردهای قلب در ارتباط با علوم جدید (مانند علوم اعصاب و شناخت) بهعنوان یک شکاف و خلأ پژوهشی مطرح است. نیز نیاز به مطالعه بیشتر درباره رابطه قلب بهعنوان عضو صنوبری با جنبههای غیرمادی آن وجود دارد. لذا برای پژوهشهای آینده، توجه بیشتر به پیوندهای عمیقتر بین تفسیر علمی و دینی مفهوم قلب، و همچنین بررسی نقش قلب در تعاملات عصبی و روانی توصیه میشود. بر اساس فراترکيب دادههاي ارائه شده، روشهاي پیشنهادی براي بررسي بیشتر و بهتر ماهیت و ادراک قلب عبارتند از:
مطالعات تفسيري و فلسفي: بررسي دقيق آيات قرآن و روايات مرتبط با قلب؛
پژوهشهاي بينرشتهاي: تلفيق علوم پزشکي و تفسير قرآن براي ارائه تبييني جامع از ماهیت و ادراک قلب؛
مطالعات عصبشناختي: بررسي شبکه عصبي مستقل قلب و مقايسه آن با سيستم عصبي مغز؛ مطالعه کانالهاي ارتباطي دوجانبه قلب و مغز و تأثير آنها بر فرآيندهاي ادراکي؛ بررسي نقش هورمونها و انتقالدهندههاي عصبي قلب در مقايسه با مغز؛
پژوهشهاي روانشناختي: مطالعه تجربي تفاوتهاي ادراک قلبي و مغزي در افراد و بررسي نقش هوش قلبي در مقايسه با هوش عقلي در فرآيندهاي شناختي. نیز مطالعه تأثير حالات عاطفي و معنوي قلب بر فرآيندهاي ادراکي؛ حقیقتا معذورم. امیدوارم محذورات بنده را هم به عنوان یک خانم درک کنید. اجازه بفرمایید در کسوت تدریس و پژوهش در خدمتتان باشم.
رويکردهاي تلفيقي: ارائه مدلي جامع که ارتباط بين ابعاد معنوي و مادي قلب را در نظر بگيرد و چگونگي تعامل قلب معنوي و قلب فيزيکي در فرآيندهاي ادراکي را توضیح دهد؛
پژوهشهاي کيفي: مصاحبه با افراد داراي تجربيات معنوي و شهودي براي درک تفاوت ادراک قلبي و مغزي و تحليل محتواي متون عرفاني و ديني براي استخراج ويژگيهاي ادراک قلبي؛
مطالعات تطبيقي: مقايسه ديدگاههاي مختلف درباره ماهيت قلب در اديان و فرهنگهاي مختلف و بررسي تطبيقي مفهوم ادراک قلبي در عرفان اسلامي و ساير مکاتب معنوي؛
اين روشها ميتوانند به درک بهتر ماهیت و کارکرد قلب در قرآن و ارائه تبييني جامعتر از اين موضوع کمک کنند. به نظر میرسد در جمع بندی از دیدگاه های مختلف، برای ارائه یک مدل جامع، میتوانیم قلب را به عنوان یک هسته مرکزی در نظر بگیریم که توسط لایههای مختلفی همچون لایه فیزیکی، روانی و معنوی احاطه شده است. این لایهها به طور متقابل بر یکدیگر تأثیر میگذارند. برای مثال، سلامت فیزیکی قلب میتواند بر سلامت روانی و معنوی تأثیر بگذارد و بالعکس. همچنین، تجربههای معنوی میتواند بر عملکرد فیزیولوژیکی قلب تأثیر بگذارد.
برای درک بهتر این مدل، میتوانیم دیدگاههای مختلف را با هم ملاحظه کنیم تا به درک یکپارچه از مفهوم قلب در قرآن برسیم:
دیدگاه عرفانی: عرفا بر بعد معنوی قلب تاکید دارند و قلب را به عنوان آیینه تمامنمای روح میدانند؛
دیدگاه فلسفی: فیلسوفان به ارتباط بین قلب و عقل توجه دارند و قلب را بهعنوان مرکز شناخت و اندیشه میدانند؛
دیدگاه علمی: دانشمندان به ابعاد فیزیولوژیکی قلب توجه دارند و به بررسی عملکرد قلب از نظر علمی میپردازند.
پژوهش حاضر با تحلیل فراترکیب مطالعات قرآنی نشان میدهد که قلب در قرآن کریم، حقیقتی ذومراتب است که هم کارکردهای شناختی-عاطفی را دربرمیگیرد و هم پیوندی ناگسستنی با ساحتهای جسمانی و معنوی انسان دارد.
یافتههای این مطالعه بر ضرورت بازتعریف قلب بهعنوان «سیستمی پویا» تأکید دارد که در آن، لایههای فیزیکی، روانی و روحانی در تعاملی دوسویه، هویت انسانی را شکل میدهند.
منابع :
قرآن کریم.
نهج البلاغه.
ابن عاشور، محمد طاهر. (1420). تفسیر التحریر و التنویر. بیروت: موسسه التاریخ.
احمدی، فاطمه؛ قهرمانی، شهناز. (1392). جایگاه و نقش قلب در اخلاق عرفانی. پژوهشهای اخلاقی، 4 (12)، 147- 169.
احمدی، محمدنبی؛ حاج زین العابدینی، عباس. (1391). رمز و راز واژه قلب در قرآن کریم (حقیقت یا مجاز). مجله علمی انجمن ایرانی زبان و ادبیات عربی، 8 (22)، 99- 120.
باقریان خوزانی، محمد. (1402). بیماری های کنشی قلب از منظر قرآن. معرفت، 309، 67- 74.
پورمحمدی، سیده راضیه؛ سبحانی یامچی، محمد. (1398). تاثیر واکنش های انفعالی قلب سلیم در سلامت روان از منظر قرآن کریم. مطالعات قرآنی، 12 (46)، 35- 66.
حسینی کارنامی، سید حسین؛ زکوی، علی اصغر. (1398). تحلیلی بر معناشناسی قلب سلیم؛ رهیافتی در شناخت سلامت معنوی در قرآن کریم. دین و سلامت، 7 (1)، 49- 62.
دلبری، محمد. (1395). دلالت های تربیتی معناشناسی قلب در قرآن کریم. پژوهشنامه تفسیر و زبان قرآن، 5 (1)، 81- 106. https://doi.org/10.30473/quran.2016.3417
راغب اصفهانی، حسین بن محمد. (1412). مفردات الفاظ القرآن. بیروت: دارالشامیه.
صدوق، محمد بن علی (1368). الخصال. قم: جامعه مدرّسین.
صلواتی، عبدالله. (1402). امکانات درونی قلب برای رویکرد پدیدار شناختی با تاکید بر مکتب عرفانی ابن عربی. پژوهشهای هستی شناختی، 12 (23)، 85- 109.http://doi.org/10.22061/orj.2023.1907
طباطبایی، محمد حسین. (1352). المیزان في تفسیر القرآن. بیروت: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات.
طبرسی، فضل بن حسن. (۱۴۰۸). مجمع البيان. بیروت: دار المعرفة.
عابدی جعفری، عابد؛ و امیری، مجتبی. (1398). فرا ترکیب، روشی برای سنتز مطالعات کیفی. روش شناسی علوم انسانی، 25 (99)، 73-87. .https://doi.org/10.30471/mssh.2019.1629
عبدالباقی، محمد فؤاد. (1364). المعجم المفهرس لألفاظ القرآن الکریم. تهران: اسلامی.
عبدی، حسن. (1392). جایگاه معرفت شناسی قلب در قرآن کریم، مجموعه مقالات قرآن و معرفتشناسي، تهران: سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي.
عقبه، بگم؛ مهروش، فرهنگ؛ میرانی، ارسطو. (1397). کارکرد قلب در قرآن کریم. مطالعات قرآنی و فرهنگ اسلامی، 2 (4)، 25- 45.
عقبه، بگم؛ مهروش، فرهنگ. (1398). تبارشناسی انگاره قرآنی قلب. پژوهشنامه تفسیر و زبان قرآن، 7 (2)، 77-94.
عقبه، بگم. (1401). تفسیر حکیم ترمذی از مفهوم قرآنی قلب. نقد آراء تفسیری، 3 (2)، 11- 40.
قائمی نیا، علیرضا؛ نصرتی، شعبان. (1397). تحلیل شناختی طبع قلب در قرآن؛ ذهن، 21 (84)، 5- 40.
کاظمی نجف آبادی، سمیه. (1399). بررسی استعاره های هستی شناختی حوزه مفهومی قلب در نهج البلاغه. پژوهشهای نهج البلاغه، 8 (32)، 1- 19. .http://doi.org/10.22084/nahj.2020.22327.2519
کیوانفر، محمد؛ شکویی پور عالی نام، مطهره. (1400). بررسی معرفت شناختی حکمت قلب از منظر ابن عربی بر اساس فصّ شعیبی. حکمت اسراء، 13 (1)، 5- 31.
مصطفوی، حسن. (1368). التحقیق فی کلمات القرآن الکریم. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
معارف، مجید؛ فقهی زاده، عبدالهادی؛ رضایی، حسین. (1401). تعقل قلب در قرآن کریم: حقیقت یا اشتباه پزشکی، قرآن و طب، 7 (2)، 30- 37.
معروف، یحیی. (1388). قلب در قرآن و ادبیات عرب، حقیقت یا مجاز؟. مجله علمی انجمن ایرانی زبان و ادبیات عربی، 5 (13)، 129- 154.
نورافشان، مهدی؛ خوش منش، ابوالفضل. (1400). تحلیل بُعد غیرمادی انسان در قرآن بر پایه معناشناسی و بازخوانش نفس، روح و قلب. پژوهشهای قرآن و حدیث، 54 (2)، 527- 547.
واعظی، محمود؛ جدی، حسین. (1399). ابعاد شناختی قلب در منظومه معرفتی قرآن کریم. پژوهشهای قرآن و حدیث، 53 (1)، 239- 257. .http://doi.org/10.22059/jqst.2020.297452.669473
Armour, Andrew J. (1991). Intrinsic Cardiac Neurons, Journal of Cardiovascular Electrophysiology, 2 (4), 331- 341.
Gillani, Iram; Ferdoos, Amber. (2022). Heart Intelligence from Quran and Science: An Integrated Approach for the Evolution of Enlightened Self in the Society. International Research Journal on Islamic Studies (IRJIS), 4 (1), 1- 17.
Haque, Amber. (2017). The Concept of Heart in Islam and its Relevance to Islamic Psychology. Center for Study and Research New Delhi, India.
Jafari, Samaneh; Jafari, Tayyebe. (2020). A comparative study of the Eye of the Heart in Islamic Sufism and the Third Eye in Yoga. Journal of Literary Arts, 12 (2), 83- 92.
Sandelowski, Margarete; Barroso, Julie (2007). Handbook for synthesizing qualitative research. New York: Springer.
Sandelowski. (2008). Reading, writing and systematic review, Journal of advanced nursing, (64) 1, 104- 110. https://doi.org/10.1111/j.1365-2648.2008.04813.x.
Taheri Far, Leila; Gharibzadeh, Shahriar. (2023). Analysis of the Conceptual Map of Consciousness as a Cognitive Function in the Qur’an. Journal of Interdisciplinary Qur’anic Studies, 2 (1), 34- 66. http://doi.org. 10.37264/jiqs.v2i1june2023.3.
Waqar Raza, Muhammad. (2022). Anatomy of the Intellect in the Quran: A Fresh Perspective. Al-Bayān – Journal of Qurʾān and Ḥadīth Studies, V. 20, 182–216.
[6]– معیار درج مشخصات، در زمان نگارش مقاله و مطابق با مندرجات در مقاله می باشد، نه وضعیت فعلی نویسندگان.
[7] – «اأَخْبَرَنِي الْخَلِيلُ بْنُ أَحْمَدَ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ الدَّيْبُلِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا سُفْيَانُ عَنْ مُجَاهِدٍ قَالَ سَمِعْتُ الشَّعْبِيَّ يَقُولُ سَمِعْتُ النُّعْمَانَ بْنَ بَشِيرٍ يَقُولُ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ فِي الْإِنْسَانِ مُضْغَةٌ إِذَا هِيَ سَلِمَتْ وَ صَحَّتْ سَلِمَ بِهَا سَائِرُ الْجَسَدِ فَإِذَا سَقُمَتْ سَقُمَ بِهَا سَائِرُ الْجَسَدِ وَ فَسَدَ وَ هِيَ الْقَلْبُ: بهراستی، در بدن تکهای از گوشت است، وقتی سالم باشد، کل بدن به واسطه آن در سلامت خواهد بود و وقتی فاسد شود، کل بدن به واسطه آن فاسد خواهد شد، بهراستی که آن قلب است» (صدوق، 1368، ج1، ص31).
[8]– «وَ قَالَ (علیه السلام): لَقَدْ عُلِّقَ بِنِيَاطِ هَذَا الْإِنْسَانِ بَضْعَةٌ هِيَ أَعْجَبُ مَا فِيهِ وَ [هُوَ] ذَلِكَ الْقَلْبُ، وَ ذَلِكَ أَنَّ لَهُ مَوَادَّ مِنَ الْحِكْمَةِ وَ أَضْدَاداً مِنْ خِلَافِهَا؛ فَإِنْ سَنَحَ لَهُ الرَّجَاءُ أَذَلَّهُ الطَّمَعُ، وَ إِنْ هَاجَ بِهِ الطَّمَعُ أَهْلَكَهُ الْحِرْصُ، وَ إِنْ مَلَكَهُ الْيَأْسُ قَتَلَهُ الْأَسَفُ، وَ إِنْ عَرَضَ لَهُ الْغَضَبُ اشْتَدَّ بِهِ الْغَيْظُ، وَ إِنْ أَسْعَدَهُ الرِّضَى نَسِيَ التَّحَفُّظَ، وَ إِنْ غَالَهُ الْخَوْفُ شَغَلَهُ الْحَذَرُ، وَ إِنِ اتَّسَعَ لَهُ الْأَمْرُ اسْتَلَبَتْهُ الْغِرَّةُ، وَ إِنْ أَفَادَ مَالًا أَطْغَاهُ الْغِنَى، وَ إِنْ أَصَابَتْهُ مُصِيبَةٌ فَضَحَهُ الْجَزَعُ، وَ إِنْ عَضَّتْهُ الْفَاقَةُ شَغَلَهُ الْبَلَاءُ، وَ إِنْ جَهَدَهُ الْجُوعُ [قَعَدَتْ بِهِ الضَّعَةُ] قَعَدَ بِهِ الضَّعْفُ، وَ إِنْ أَفْرَطَ بِهِ الشِّبَعُ كَظَّتْهُ الْبِطْنَةُ؛ فَكُلُّ تَقْصِيرٍ بِهِ مُضِرٌّ وَ كُلُّ إِفْرَاطٍ لَهُ مُفْسِد: به رگ هاى درونى انسان پاره گوشتى آويخته كه شگرف ترين اعضاى درونى اوست، و آن قلب است، كه چيزهايى از حكمت، و چيزهايى متفاوت با آن، در او وجود دارد. پس اگر در دل اميدى پديد آيد، طمع آن را خوار گرداند، و اگر طمع بر آن هجوم آورد حرص آن را تباه سازد، و اگر نوميدى بر آن چيره شود، تأسّف خوردن آن را از پاى در آورد، اگر خشمناك شود كينه توزى آن فزونى يابد و آرام نگيرد، اگر به خشنودى دست يابد، خويشتن دارى را از ياد برد، و اگر ترس آن را فراگيرد پرهيز كردن آن را مشغول سازد. و اگر به گشايشى برسد، دچار غفلت زدگى شود، و اگر مالى به دست آورد، بى نيازى آن را به سركشى كشاند، و اگر مصيبت ناگوارى به آن رسد، بى صبرى رسوايش كند، و اگر به تهيدستى مبتلا گردد، بلاها او را مشغول سازد، و اگر گرسنگى بى تابش كند، ناتوانى آن را از پاى درآورد، و اگر زيادى سير شود، سيرى آن را زيان رساند. پس هر گونه كندروى براى آن زيانبار، و هر گونه تندروى براى آن فساد آفرين است» (نهج البلاغه، حکمت 108).