Main content starts here
کاوشی در ساختار موضوعی قرآن: رویکردی محاسباتی با استفاده از تحلیل شبکه و مدل‌سازی موضوعی

کاوشی در ساختار موضوعی قرآن: رویکردی محاسباتی با استفاده از تحلیل شبکه و مدل‌سازی موضوعی

"این پژوهش با ترکیب هوشمندانه مدل‌سازی موضوعی و تحلیل شبکه، پرده از پیچیدگی‌های ساختار موضوعی قرآن برداشته و دریچه‌ای نو به سوی درک پویا و بهم‌پیوسته از مفاهیم محوری این متن مقدس گشوده است."

هاشم آقازاده | امیرسالار ونکی | مصباح سیوندیان

Go to content
سخن سردبیر

"قرآن کریم به‌عنوان کتاب هدایت بشریت، همواره الهام‌بخش پژوهش‌های عمیق در حوزه‌های گوناگون بوده است. در این شماره، با مطالعه‌ای نوآورانه روبه‌رو هستیم که با به‌کارگیری روش‌های محاسباتی پیشرفته، از جمله مدلسازی موضوعی و تحلیل شبکه، به کشف «تم‌های محرک» در قرآن پرداخته است. این تم‌ها که در تقاطع مفاهیم پرتکرار و به‌هم‌پیوسته قرار دارند، نقش کلیدی در شکل‌دهی به ساختار روایی قرآن ایفا می‌کنند. یافته‌های این پژوهش نه‌تنها درک ما از ارتباط نظام‌مند موضوعات قرآنی را غنی می‌سازد، بلکه گامی مؤثر در تقاطع علوم دینی و روش‌های کمّی محسوب می‌شود. امیدواریم این رویکرد میان‌رشته‌ای، افق‌های تازه‌ای برای پژوهشگران علوم قرآن و متخصصان تحلیل متون بگشاید."

چکیده

این پژوهش با بهره‌گیری از یک رویکرد محاسباتی نوین، ساختار موضوعی قرآن را با تلفیق مدلسازی موضوعی و تحلیل شبکه بررسی می‌کند تا مضامین اصلی و درهم‌تنیده آن را شناسایی و تحلیل نماید. با توجه به پیچیدگی‌های پیش‌پردازش متن عربی، از ترجمه انگلیسی قرآن مجید منتشرشده توسط مجمع ملک فهد استفاده شده است. با به‌کارگیری روش تخصیص پنهان دیریکله (LDA)، ۸۰ موضوع متمایز استخراج گردید که نمایانگر چشم‌انداز موضوعی متنوع قرآن است. یک شبکه هم‌رخدادی با استفاده از نرم‌افزار VOSviewer طراحی و با Gephi تحلیل شد تا روابط میان واژگان بر اساس هم‌آیی آن‌ها در آیات مشخص گردد. با نگاشت موضوعات استخراج‌شده از LDA بر این شبکه و محاسبه مرکزیت و چگالی آن‌ها، «مضامین محرک» به‌عنوان موضوعاتی با مرکزیت و چگالی بالا شناسایی شدند که نشان‌دهنده نفوذ و درهم‌تنیدگی آن‌هاست. این مضامین محرک بر اساس فاصله‌شان رتبه‌بندی شدند، به‌طوری‌که فاصله بیشتر نشان‌دهنده برجستگی بیشتر در روایت قرآنی است. تحلیل ما ۹ مضمون محرک برجسته را آشکار ساخت که طیف گسترده‌ای از قوانین اجتماعی و مسائل خانوادگی تا صفات الهی، وحی و جهاد روحانی را دربرمی‌گیرد. تحلیل کیفی این مضامین، بینش‌های ظریفی درباره اهمیت کلامی و ارتباطات درونی آن‌ها ارائه می‌دهد. این روش‌شناسی نوین، درکی پویا و یکپارچه از ساختار موضوعی قرآن فراهم می‌کند و در کنار تفسیرهای سنتی و تحلیل‌های محاسباتی پیشین، چشم‌اندازی تکمیلی ارائه می‌نماید. این پژوهش راه‌های جدیدی برای بررسی محاسباتی متون دینی می‌گشاید و به درک جامع‌تر از پیام پیچیده و ماندگار قرآن یاری می‌رساند.

کلیدواژه‌ها: قرآن، تحلیل شبکه، مدلسازی موضوعی، تحلیل موضوعی، مضامین محرک.

1. مقدمه

قرآن که طی بیست‌ و سه سال بر پیامبر اسلام (ص) نازل شد، به‌عنوان کلام تغییر ناپذیر خداوند و سنگ‌بنای اسلام شناخته می‌شود (عبدالرئوف، ۲۰۱۳). مسلمانان سراسر جهان آن را به‌عنوان منبع هدایت الهی گرامی می‌دارند که راه روشنگری روحانی، رفتار اخلاقی و هماهنگی اجتماعی را روشن می‌سازد (اساک، ۱۹۹۷). حکمت ژرف آن فراتر از مرزهای زمان و فرهنگ می‌رود و اصول جاودانه‌ای برای پیمودن پیچیدگی‌های حیات انسانی ارائه می‌دهد (نصر، ۲۰۰۳). از ظرافت‌های ایمان شخصی تا بنیان‌گذاری جوامع عادلانه، آموزه‌های قرآن بر تمامی جنبه‌های زندگی مسلمانان سایه افکنده، باورها، کنش‌ها و تعاملات آنان را در بستر جامعه شکل می‌دهد (الفاضل، ۲۰۰۲). آیات آن، که از فصاحت الهی و معنایی ژرف بهره‌مندند، به تفکر، تأمل و جست‌وجوی مادام‌العمر دانش و فهم دعوت می‌کنند (لیمان، ۲۰۰۶). این متن مقدس صرفاً مجموعه‌ای از آیات نیست، بلکه گواهی زنده بر حکمت و رحمت ابدی خداست که بشریت را به راه راست هدایت می‌کند و مسیر زندگی معنادار و هدفمند را روشن می‌سازد.

در گستره غنی دانش اسلامی، سنت تفسیر قرآن (تفسیر) جایگاهی بس والا دارد. نسل‌هایی از اندیشمندان عمر خویش را صرف رمزگشایی از پیچیدگی‌های قرآن کرده‌اند، با ژرف‌کاوی در ظرافت‌های زبانی، زمینه تاریخی و عمق معنوی آن. این کوشش علمی که ریشه در احترام به متن الهی دارد، مجموعه‌ای عظیم از آثار را پدید آورده که لایه‌های چندبعدی معانی قرآن را روشن می‌سازد (ریپین، ۲۰۰۱). در سنت علمی ایران، این میراث تفسیری درخششی ویژه دارد و چهره‌هایی مانند علامه طباطبایی به‌عنوان نمادهای بینش ژرف و دانش گسترده شناخته می‌شوند. اثر ماندگار او، المیزان فی تفسیر القرآن (طباطبایی، بی‌تا)، دستاوردی عظیم در تفسیر قرآن است که تفسیری جامع و ظریف ارائه می‌دهد و از رشته‌های گوناگونی از فلسفه و کلام تا تاریخ و زبان‌شناسی بهره می‌برد. کار طباطبایی نمونه‌ای از ژرف‌اندیشی و دقتِ سنت تفسیری است که بر اهمیت تحلیل دقیق متنی، فهم زمینۀ تاریخی و تأمل روحانی تأکید دارد. دیگر دانشمندان برجسته ایرانی مانند آیت‌الله جوادی آملی (آملی، ۲۰۰۸) با تمرکز بر ابعاد فلسفی و عرفانی نیز سهمی چشمگیر در فهم حکمت قرآن داشته‌اند. این اندیشمندان که در سنت فکری اسلامی غوطه‌ور بوده‌اند، با تحلیل‌های کیفی ژرف، فهم ما از قرآن را غنی ساخته‌اند و نشان داده‌اند که چگونه عقل و بصیرت روحانی می‌تواند پیام الهی را روشن سازد. آثار آنان پایه‌ای ارزشمند برای مطالعات معاصر قرآن است و یادآور اهمیت ریشه‌داشتن پژوهش‌ها در میراث غنی سنت تفسیری است.

مطالعات سنتی تفسیر قرآن، همانند تفسیر دقیق علامه طباطبایی، بینش‌های ارزشمندی درباره لایه‌های پیچیده معانی قرآن ارائه داده‌اند. این تفاسیر کیفی که اغلب ریشه در تحلیل‌های زبانی، تاریخی و کلامی دارند، برای فهم پیام چندبعدی قرآن ضروری هستند (لوزی، ۲۰۱۲). بااین‌حال، ظهور فناوری‌های دیجیتال و روش‌های محاسباتی، امکان‌های تازه‌ای برای کاوش متن قرآن به شیوه‌های تکمیلی فراهم کرده است. رویکردهای کمّی با بهره‌گیری از روش‌های داده‌کاوی متنی، پردازش زبان طبیعی و زبان‌شناسی محاسباتی، چشماندازی متفاوت برای بررسی ساختار، واژگان و ارتباطات موضوعی قرآن ارائه می‌دهند. این روش‌ها امکان تحلیل گسترده ویژگی‌های متنی قرآن را فراهم می‌کنند و الگوها و روابطی را آشکار می‌سازند که شاید تنها از طریق روش‌های کیفی سنتی به‌سادگی قابل‌شناسایی نباشند (گریمر و استوارت، ۲۰۱۳). تحلیل کمّی می‌تواند توزیع آماری واژگان و عبارات را نشان دهد، ساختارهای موضوعی پنهان را کشف کند و بینش‌های داده‌محوری درباره ترکیب و سازماندهی قرآن ارائه دهد. این رویکردها نه‌تنها به‌منزله جایگزینی برای مطالعات سنتی نیستند، بلکه به غنای آن می‌افزایند و چشم‌اندازهای جدیدی می‌گشایند که می‌تواند فهم ما از این متن الهی را تعمیق بخشد. با ترکیب نقاط قوت هر دو رویکرد کیفی و کمّی، می‌توان به درکی جامع‌تر و همه‌جانبه‌تر از حکمت ژرف قرآن دست یافت.

درحالی‌که تفسیر سنتی قرآن عمدتاً بر تحلیل‌های کیفی تکیه داشته، پژوهش‌های فزاینده‌ای به بررسی قرآن از منظر تحلیل کمّی پرداخته‌اند. این مطالعات از روش‌های محاسباتی برای کشف الگوها، روابط و توزیع‌های آماری در متن استفاده می‌کنند و چشم‌اندازهای جدیدی درباره ساختار و محتوای آن ارائه می‌دهند. برای مثال، الحوارات، حجازی و هلال (۲۰۱۵) ویژگی‌های آماری واژگان قرآن، ازجمله فراوانی واژگان، ابرهای واژگانی و توزیع اصطلاحات در سوره‌های مختلف را بررسی کردند. کار آنان نمای کمّی از چشم‌انداز لغوی قرآن ارائه داد. به‌طور مشابه، پنجو (۲۰۱۴) با استفاده از مدلسازی موضوعی احتمالی و تجزیه ماتریس غیرمنفی، به کاوش ساختارهای موضوعی در قرآن پرداخت تا موضوعات پنهان را شناسایی و تصویرسازی کند. دیگر پژوهشگران بر جنبه‌های خاصی از قرآن تمرکز کرده‌اند. بنتریا، زیدات و میر (۲۰۱۷) به بررسی روابط معنایی بین واژگان پرداختند و قدرت ارتباطات بین اصطلاحات مفهومی را سنجیدند. میر، طلمسانی و مجدلویه (۲۰۱۹) از الگوریتم بازگشتی داده‌کاوی هم‌رخدادی برای استخراج آیات مرتبط با فرایندهای خاص بانکداری اسلامی استفاده کردند و نشان دادند که روش‌های کمّی چگونه می‌توانند در پژوهش‌های کاربردی به‌کار روند. صدیقی، فراز و ستار (۲۰۱۳) ساختار موضوعی قرآن را با مدل‌های موضوعی احتمالی بررسی کردند و کوشیدند سوره‌ها را براساس محتوای موضوعی دسته‌بندی کنند. اگرچه این آثار و پژوهش‌های مشابه دیگر سهمی ارزشمند دارند، اما اغلب بر واژگان، موضوعات یا آیات خاص به‌صورت مجزا تمرکز کرده‌اند. این مقاله می‌کوشد با به‌کارگیری تحلیل شبکه، گامی فراتر نهد و چشم‌اندازی یکپارچه‌ تر و کلی‌ نگر از ارتباطات موضوعی قرآن ارائه دهد.

تحلیل شبکه چارچوبی توانمند برای نمایش و بررسی روابط بین مفاهیم فراهم می‌کند و امکان گذر از تحلیل‌های مجزا به درکی کلی‌تر از ساختار موضوعی قرآن را می‌سر می‌سازد (اسکات، ۲۰۱۷). با نمایش مفاهیم قرآنی به‌عنوان گره‌ها و روابط آن‌ها به‌عنوان یال‌ها، می‌توان شبکه درهم‌تنیده مضامین و اهمیت نسبی آن‌ها را در روایت کلی تصویرسازی و کمّی‌سازی کرد.

این مقاله با معرفی رویکردی نوین که مدلسازی موضوعی و تحلیل شبکه را تلفیق می‌کند، به شناسایی و تحلیل چیزی که «مضامین محرک» قرآن می‌نامیم می‌پردازد. مفهوم «مضامین محرک» در مطالعات قرآنی تازگی دارد و گامی فراتر از روش‌های سنتی محسوب می‌شود. این مضامین صرفاً مجموعه‌ای از واژگان مرتبط نیستند، بلکه موضوعاتی مرکزی و درهم‌تنیده‌اند که روایت گسترده‌تر قرآن را پیش می‌برند و شکل می‌دهند. با ساخت شبکه هم‌رخدادی واژگان و نگاشت موضوعات استخراج‌شده بر این شبکه، چشم‌اندازی بی‌نظیر از مرکزیت و نفوذ مضامین گوناگون به‌دست می‌آید. این رویکرد شبکه‌محور امکان شناسایی و رتبه‌بندی مضامین محرک را براساس جایگاه و درهم‌تنیدگی آن‌ها فراهم می‌کند و اهمیت نسبی و سهم آن‌ها را در پیام کلی قرآن آشکار می‌سازد. این تلفیق نوآورانه مدلسازی موضوعی و تحلیل شبکه، چشم اندازی تازه برای فهم ساختار پیچیده موضوعی قرآن ارائه می‌دهد و با فراتر رفتن از پژوهش‌های موجود، درکی پویا و یکپارچه از پیام زیربنایی متن قرآن به‌دست می‌دهد.

2. روش شناسی تحقیق

پیش‌پردازش متن عربی برای تحلیل موضوعی با چالش‌های قابل‌ توجهی همراه است که ناشی از پیچیدگی‌های صرفی، نحوی و معنایی این زبان است. برای کاهش این چالش‌ها و تسهیل تحلیل موضوعی دقیق، این پژوهش از ترجمه انگلیسی قرآن مجید منتشرشده توسط مجمع ملک فهد برای چاپ قرآن استفاده کرده است. این ترجمه، نسخه‌ای معتبر و به‌ راحتی قابل‌ دسترس از قرآن را ارائه می‌دهد که امکان پیش‌پردازش و تحلیل کارآمد را فراهم می‌سازد.

این پژوهش با به‌ کارگیری ترکیبی از روش‌های داده‌کاوی متنی و تحلیل شبکه، فرآیندی نظام‌ مند را برای تحلیل ساختار موضوعی قرآن دنبال کرده است. مراحل روش‌ شناسی به‌کاررفته به‌شرح زیر است:

  • گردآوری و پیش‌ پردازش داده‌ها: با توجه به پیچیدگی‌های ذاتی پیش‌پردازش متن عربی برای تحلیل موضوعی، از ترجمه انگلیسی قرآن مجید منتشرشده توسط مجمع ملک فهد استفاده شد. این ترجمه معتبر و گسترده‌پذیر، امکان پیش‌پردازش و تحلیل مؤثر را فراهم کرد.
  • مدلسازی موضوعی: از الگوریتم تخصیص پنهان دیریکله (LDA) برای کشف ساختار موضوعی نهفته در قرآن استفاده شد. در این فرآیند، هر آیه به‌عنوان سندی مستقل در نظر گرفته شد تا تحلیل دقیقی از محتوای موضوعی در سطح آیات امکان‌پذیر گردد.
  • ساخت شبکه هم‌رخدادی: با استفاده از نرم‌افزار VOSviewer، شبکه هم‌رخدادی واژگان ساخته شد. در این شبکه، واژگان به‌عنوان گره‌ها نمایش داده شدند و یال‌ها، واژگانی را که در یک آیه با هم ظاهر می‌شدند به هم متصل کردند. وزن یال‌ها نشان‌دهنده فراوانی هم‌رخدادی بود و ارتباط قوی‌ تر بین واژگان پرتکرار را به‌صورت بصری نشان می‌داد.
  • محاسبه معیارهای شبکه: شبکه هم‌رخدادی حاصل به نرم‌افزار Gephi وارد شد و مرکزیت و چگالی برای هر گره واژه در شبکه محاسبه گردید.
  • محاسبه مرکزیت و چگالی موضوعات: بر اساس معیارهای تک‌ واژگان، مرکزیت و چگالی هر موضوع شناسایی‌شده توسط LDA محاسبه شد. این کار شامل تجمیع مقادیر مرکزیت و چگالی تمام واژگان مرتبط با یک موضوع خاص بود که معیاری از اهمیت کلی و درهم‌تنیدگی آن موضوع در شبکه ارائه می‌داد.
  • شناسایی مضامین محرک: با استفاده از چارچوب تحلیل شبکه توسعه‌یافته توسط کوبو و همکاران (۲۰۱۱، ۲۰۱۵)، «مضامین محرک» به‌عنوان موضوعاتی با مرکزیت و چگالی بالا شناسایی شدند.
  • رتبه‌بندی مضامین محرک: برای تمایز بین مضامین هسته‌ای و تأثیرگذار، فاصله هر مضمون محرک از مرکز شبکه محاسبه شد. سپس مضامین محرک بر اساس فاصله شان رتبه‌بندی شدند، به‌طوری‌که نزدیکی بیشتر به مرکز نشان‌دهنده برجستگی بیشتر موضوعی بود.
  • تحلیل مضامین محرک: در نهایت، تحلیل کیفی از مضامین محرک برتر انجام شد. این تحلیل شامل بررسی واژگان تشکیل‌ دهنده هر مضمون و تفسیر معنای آن‌ها در چارچوب دانش تفسیری قرآن و سنت اسلامی بود.

1-2. مدلسازی موضوعی LDA

برای کشف ساختار موضوعی نهفته در قرآن، از روش تخصیص پنهان دیریکله (LDA) استفاده شد که یک مدل موضوعی احتمالاتی مولد است (بلی، نگ و جردن، ۲۰۰۳). LDA فرض می‌کند که هر سند (در اینجا هر آیه) ترکیبی از تعداد کمی موضوع است و هر واژه در سند از یکی از این موضوعات انتخاب شده است. هر موضوع نیز با توزیعی روی یک واژگان ثابت مشخص می‌شود. فرآیند مولد LDA را می‌توان به‌صورت زیر خلاصه کرد:

۱. برای هر سند (آیه)، توزیعی روی موضوعات از پیش‌توزیع دیریکله با پارامتر α به‌صورت تصادفی انتخاب می‌شود. این پیش‌توزیع، توزیع موضوعات درون اسناد را کنترل می‌کند و بر ترکیب موضوعی هر آیه تأثیر می‌گذارد.

۲. برای هر واژه در سند:

  • یک موضوع به‌صورت تصادفی از توزیع موضوعی سند انتخاب می‌شود.
  • یک واژه به‌صورت تصادفی از توزیع واژگان موضوع انتخاب‌شده انتخاب می‌شود که از پیش‌توزیع دیریکله با پارامتر β گرفته شده است. این پیش‌توزیع بر توزیع واژگان درون هر موضوع تأثیر می‌گذارد.

شکل ۱. فرآیند LDA

از طریق این فرآیند (شکل ۱)، LDA با تحلیل توزیع واژگان در سراسر مجموعه آیات، ساختار موضوعی نهفته را استنباط می‌کند. خروجی الگوریتم LDA شامل موارد زیر است:

  • توزیع موضوعات در هر آیه: برای هر آیه، LDA یک توزیع احتمالی روی تمام موضوعات شناسایی‌شده ارائه می‌دهد. این نشان‌دهنده میزان برجستگی هر موضوع در آن آیه خاص است.
  • توزیع واژگان در هر موضوع: برای هر موضوع، LDA یک توزیع احتمالی روی واژگان تولید می‌کند. این توزیع، واژگانی را که بیشترین ارتباط را با هر موضوع دارند برجسته می‌کند و نمایشی تفسیرپذیر از محتوای موضوعی ارائه می‌دهد.

با تحلیل این توزیع‌ها، بینشی از ترکیب موضوعی هر آیه و معنای معنایی مرتبط با هر موضوع کشف‌ شده به‌دست می‌آید. پارامترهای α و β در کنترل پراکندگی توزیع موضوعات و واژگان نقش کلیدی دارند. مقادیر مناسب برای این پارامترها از طریق آزمایش‌های مقدماتی و ارزیابی مدل تعیین شد تا تعادلی بین انسجام موضوعی و برازش مدل حاصل شود. تعداد موضوعات k یک ابرپارامتر حیاتی در LDA است که از طریق فرآیند تکرارشونده آزمایش و ارزیابی، با در نظر گرفتن نمرات انسجام و تفسیرپذیری موضوعات تولیدشده، تعیین گردید.

۲-۲. چارچوب تحلیل شبکه

برای تحلیل درهم‌تنیدگی مضامین و شناسایی «مضامین محرک» در قرآن، از چارچوب تحلیل شبکه معرفی‌شده توسط کوبو و همکاران (۲۰۱۱، ۲۰۱۵) استفاده شد. این چارچوب از معیارهای شبکه برای مشخص‌کردن و رتبه‌بندی اهمیت موضوعی در یک شبکه هم‌رخدادی بهره می‌برد. مؤلفه‌های کلیدی این چارچوب که در پژوهش ما به‌کار رفته، به‌شرح زیر است:

  • شبکه هم‌رخدادی: اساس این چارچوب، شبکه هم‌رخدادی است که در آن گره‌ها نمایانگر واژگان و یال‌ها واژگان هم‌آینده در یک آیه را به هم متصل می‌کنند. این شبکه نمایشی بصری از روابط بین واژگان در قرآن ارائه می‌دهد.
  • مرکزیت: مرکزیت، اهمیت یک گره (واژه) را در شبکه بر اساس ارتباطات آن اندازه‌گیری می‌کند. در این مطالعه، از Gephi برای محاسبه مرکزیت استفاده شد که معیاری کمّی از میزان تأثیر هر واژه در شبکه موضوعی ارائه می‌داد.
  • چگالی: چگالی، میزان درهم‌تنیدگی گره‌ها را در همسایگی خاصی از شبکه اندازه می‌گیرد. چگالی بالاتر نشان‌دهنده خوشه‌ای فشرده‌تر از واژگان مرتبط از نظر معنایی است. از Gephi برای محاسبه چگالی هر گره واژه نیز استفاده شد.
  • مرکزیت و چگالی موضوعات: برای تعمیم این معیارها به سطح موضوعات، نمرات مرکزیت و چگالی واژگان مرتبط با هر موضوع استخراج‌شده توسط LDA تجمیع شد. این کار امکان مشخص‌کردن اهمیت نسبی و درهم‌تنیدگی هر موضوع در شبکه کلی را فراهم کرد.
  • مضامین محرک: کوبو و همکاران (۲۰۱۱، ۲۰۱۵) «مضامین محرک» را به‌عنوان موضوعاتی تعریف می‌کنند که هم مرکزیت بالا و هم چگالی بالا دارند. این مضامین نمایانگر مفاهیم هسته‌ای هستند که نه‌تنها بخودی تأثیرگذارند، بلکه ارتباط قوی با دیگر مفاهیم مهم در شبکه دارند. در تحلیل ما، مضامین محرک با بررسی ترکیبی نمرات مرکزیت و چگالی موضوعات LDA شناسایی شدند.
  • فاصله از مرکز: برای تمایز و رتبه‌بندی بیشتر مضامین محرک، فاصله هر مضمون محرک محاسبه شد. این معیار فاصله به‌عنوان نماینده‌ای از برجستگی موضوعی عمل می‌کند، به‌طوری‌که مضامین با فاصله بیشتر، هسته‌ای‌تر و تأثیرگذارتر در نظر گرفته می‌شوند.
شکل ۲. چارچوب تحلیل شبکه

با به‌کارگیری این چارچوب، درکی جامع از روابط بین واژگان و موضوعات در قرآن به‌دست آمد و مضامین محرک محرک‌کننده روایت شناسایی شدند و اهمیت نسبی آن‌ها بر اساس موقعیت شبکه‌ای و درهم‌تنیدگی کمّی‌ سازی گردید.

3-2. نتایج و تحلیل

این بخش یافته‌های تحلیل را ارائه می‌دهد که با نتایج مدلسازی موضوعی LDA و ساخت و تحلیل شبکه هم‌رخدادی آغاز می‌شود. فرآیند تعیین تعداد بهینه موضوعات را تشریح می‌کنیم، موضوعات شناسایی‌شده را تصویرسازی می‌نماییم و سپس معیارهای شبکه را برای شناسایی و رتبه‌بندی مضامین محرک در قرآن ارائه می‌دهیم. این ارائه ساختاریافته، هدف آن است که نمای روشن و جامعی از یافته‌های کلیدی حاصل از تحلیل محاسباتی ارائه دهد.

1-۳-2. مدلسازی موضوعی و تحلیل انسجام:

کار را با به‌کارگیری مدلسازی موضوعی LDA برای استخراج ساختار موضوعی نهفته در قرآن آغاز کردیم. گامی کلیدی در این فرآیند، تعیین تعداد بهینه موضوعات بود. محدوده‌ای از تعداد موضوعات را ارزیابی و نمره انسجام را برای هر یک محاسبه کردیم تا انسجام موضوعی را به حداکثر برسانیم (شکل ۲). انسجام، شباهت معنایی بین واژگان برتر درون یک موضوع را اندازه می‌گیرد و نمرات بالاتر نشان‌دهنده موضوعات تفسیرپذیرتر و معنادارتر است (رودر، بوت و هینبورگ، ۲۰۱۵). تحلیل ما نشان داد که تعداد بهینه موضوعات بر اساس مقدار انسجام، ۸۰ موضوع است. این یافته حاکی از وجود چشم‌اندازی غنی و ظریف از مضامین در قرآن است.


شکل 3. تعداد بهینه موضوعات

تصویرسازی موضوعات:

تصویری از ۸۰ موضوع تولیدشده توسط مدل LDA در شکل ۳ ارائه شده است که با استفاده از pyLDAvis ایجاد شده است. این تصویرسازی تعاملی امکان کاوش در نقشه فاصله بین‌موضوعی را فراهم می‌کند که روابط بین موضوعات و برجسته‌ترین اصطلاحات درون هر موضوع را نشان می‌دهد. اندازه هر دایره در نقشه فاصله بین‌موضوعی، نشان‌دهنده فراوانی موضوع مربوطه در پیکره است، در حالی که فاصله بین دایره‌ها بازتاب‌دهنده فاصله معنایی بین موضوعات است. با کلیک بر یک موضوع خاص در تصویرسازی، مرتبط‌ترین اصطلاحات برای آن موضوع آشکار می‌شود که بینش بیشتری درباره محتوای موضوعی آن ارائه می‌دهد.


شکل 4. تصویرسازی pyLDAvis از ۸۰ موضوع

۲-۳-۲. شبکه هم‌رخدادی و معیارهای شبکه:

پس از مدلسازی موضوعی، شبکه هم‌رخدادی واژگان را بر اساس هم‌آیی آن‌ها در آیات منفرد ساختیم. این شبکه که در شکل ۴ تصویرسازی شده است، نمایشی گرافیکی از روابط بین واژگان در قرآن ارائه می‌دهد.


شکل 5: شبکه هم‌رخدادی واژگان

سپس شبکه تولیدشده به نرم‌افزار Gephi وارد شد تا معیارهای شبکه محاسبه گردد. چگالی و مرکزیت را برای هر گره واژه درون شبکه محاسبه کردیم. چگالی به‌عنوان معیاری محلی، میزان درهم‌تنیدگی یک واژه با همسایه‌های نزدیکش را کمّی می‌کند، در حالی که مرکزیت به‌عنوان معیاری کلی، اهمیت و تأثیر کلی یک واژه را در کل شبکه ثبت می‌نماید.

3-۳-2. چگالی و مرکزیت در سطح موضوعات:

برای تحلیل موضوعات شناسایی‌شده توسط LDA در چارچوب شبکه هم‌رخدادی، چگالی و مرکزیت هر موضوع را محاسبه کردیم. این کار از طریق میانگین‌گیری نمرات چگالی و مرکزیت واژگان تشکیل‌دهنده هر موضوع انجام شد. این فرآیند امکان مشخص‌کردن درهم‌تنیدگی و اهمیت هر موضوع را در ساختار کلی شبکه فراهم کرد. نتایج این محاسبات به‌صورت بصری در شکل ۵ نمایش داده شده است که یک نمودار پراکندگی است و هر نقطه نمایانگر یک موضوع است که بر اساس مقادیر مرکزیت و چگالی آن قرار گرفته است.


شکل 6: نمودار پراکندگی موضوعات بر اساس مرکزیت و چگالی

همان‌طور که در شکل ۵ نشان داده شده است، موضوعاتی که در ربع بالا-راست قرار گرفته‌اند، با چگالی و مرکزیت بالا مشخص می‌شوند. بر اساس چارچوب کوبو و همکاران (۲۰۱۱، ۲۰۱۵)، این موضوعات به‌عنوان «مضامین محرک» شناسایی می‌شوند که نمایانگر مفاهیم مرکزی و درهم‌تنیده‌ای هستند که روایت کلی قرآن را پیش می‌برند و شکل می‌دهند.

4-۳-2. رتبه‌بندی و تحلیل مضامین محرک:

برای تعمیق درک ما از مضامین محرک و اهمیت نسبی آن‌ها، فاصله هر مضمون محرک را محاسبه کردیم. این فاصله به‌عنوان معیاری از برجستگی موضوعی عمل می‌کند، به‌طوری‌که مضامین دورتر از مرکز، تأثیرگذارتر در ساختار روایی کلی قرآن در نظر گرفته می‌شوند. فواصل محاسبه‌شده برای هر مضمون محرک در جدول ۱ ارائه شده است.

جدول ۱: مضامین محرک رتبه‌بندی‌شده بر اساس فاصله از مرکز شبکه

موضوعفاصله
۱۱.۳۷۵
۵۱.۳۱۰
۴۱.۰۶۷
۳۸۰.۵۸۳
۳۹۰.۵۴۳
۳۰.۴۸۵
۸۰.۴۷۲
۲۳۰.۴۳۹
۱۴۰.۲۹۷

بر اساس این فواصل، می‌توان مضامین محرک را به‌ترتیب نزولی فاصله از حاشیه شبکه رتبه‌بندی کرد (فاصله بیشتر نشان‌دهنده برجستگی بیشتر است): موضوع ۱، موضوع ۵، موضوع ۴، موضوع ۳۸، موضوع ۳۹، موضوع ۳، موضوع ۸، موضوع ۲۳ و موضوع ۱۴. این رتبه‌بندی حاکی از ساختار سلسله‌مراتبی تأثیر موضوعی در قرآن است، به‌طوری‌ که موضوعات ۱ و ۵ دورترین موقعیت را از مرکز دارند و احتمالاً نقش مهم‌ تری در شکل‌دهی به روایت کلی ایفا می‌کنند.

شکل ۶ نمایشی بصری از این مضامین محرک و واژگان کلیدی مرتبط با آن‌ها ارائه می‌دهد که به‌صورت ساختاری لایه‌ای و متحدالمرکز مرتب شده‌اند. مضمون هسته‌ای که به‌عنوان مرکزی‌ترین و تأثیرگذارترین مضمون شناسایی شده، درونی‌ترین دایره را اشغال می‌کند. لایه‌های بعدی نمایانگر سایر مضامین محرک هستند که به‌ترتیب کاهش مرکزیت مرتب شده‌اند و بیرونی‌ترین لایه شامل مضمونی است که بیشترین فاصله را از مرکز شبکه دارد. این تصویرسازی به درک رابطه سلسله‌ مراتبی بین مضامین محرک و برجستگی نسبی آن‌ها در روایت قرآنی کمک می‌کند. این تحلیل کیفی پلی حیاتی بین یافته‌های محاسباتی و درک مذهبی تثبیت‌شده ایجاد می‌کند و تفسیر ما از نتایج را غنی می‌سازد.


شکل 7. نمایش بصری مضامین محرک و واژگان کلیدی مرتبط

۲-۴- تحلیل کیفی مضامین محرک

مرحله نهایی تحلیل ما شامل بررسی کیفی مضامین محرک برتر است. این بررسی شامل کاوش در بارزترین اصطلاحات مرتبط با هر مضمون – همانگونه که توسط مدل LDA آشکار شده – و تفسیر معنای آنها در چارچوب گسترده‌ تر الهیات اسلامی و مطالعات قرآنی می‌شود.

۲-۴-۱- مضمون ۱ (موضوع ۱): قوانین اجتماعی و مسائل خانوادگی

موضوع ۱ به عنوان مضمون غالب ظاهر می‌شود که بر تمرکز قرآن بر قوانین اجتماعی، به ویژه موارد مربوط به مسائل خانوادگی تأکید دارد. همانطور که انتظار می‌رفت، واژه “مردم” پرتکرارترین کلیدواژه است که بر پیامدهای گسترده اجتماعی این مقررات تأکید می‌کند. این مضمون شامل چندین زیرموضوع به هم پیوسته است:

  • ارث و حقوق مالکیت: کلیدواژه‌هایی مانند “به ارث ببر”، “مالکیت”، “سهم”، “وارثان” و “نزدیکترین” به وضوح به توزیع ثروت و قوانین ارث در خانواده‌ها مربوط می‌شوند. قرآن دستورالعمل‌های مفصلی درباره چگونگی تقسیم ارث بین اعضای خانواده ارائه می‌دهد تا انصاف و ثبات اجتماعی تضمین شود.
  • ازدواج و ساختار خانواده: برجستگی واژه‌هایی مانند “ازدواج کن”، “ازدواج”، “همسر”، “همسران”، “شوهر”، “مادر”، “پدر”، “والدین”، “برادر”، “خواهر” و “فرزند” بر تأکید قرآن بر ایجاد ساختارهای خانوادگی مستحکم دلالت دارد. مقررات مربوط به ازدواج، طلاق (“طلاق”) و حقوق و مسئولیت‌های اعضای خانواده در این زیرموضوع محوری هستند. “نامزدی” اهمیت فرآیندهای رسمی در برقراری روابط زناشویی را نشان می‌دهد.
  • حل اختلاف و عدالت: اصطلاحاتی مانند “قضاوت کن”، “پرونده”، “مورد اختلاف”، “تصمیم”، “سرزنش”، “دلیل” و “حل شده” نشان‌دهنده نگرانی قرآن درباره حل عادلانه و مسالمت‌آمیز اختلافات در جامعه است. تأکید بر قضاوت عادلانه و تصمیم‌گیری مبتنی بر دلیل، بازتاب‌دهنده تأکید اسلام بر عدالت و هماهنگی اجتماعی است.
  • سرپرستی و مراقبت از آسیب‌پذیران: گنجاندن “یتیم” نشان‌دهنده تمرکز قرآن بر حمایت از حقوق و رفاه اعضای آسیب‌پذیر جامعه است. قرآن بارها بر اهمیت مراقبت از یتیمان و تضمین رفتار منصفانه با آنها تأکید می‌کند.
  • فرامین الهی و هدایت: واژه‌هایی مانند “فرمان”، “مقرر شده”، “دستور”، “همه‌دان”، “حدود”، “محدودیت‌ها” و “مناسب” منشأ الهی این قوانین اجتماعی را تقویت می‌کنند. آنها تأکید می‌کنند که این مقررات صرفاً ساخته‌های بشری نیستند، بلکه اصولی الهی هستند که برای هدایت رفتار انسان و ایجاد جامعه‌ای عادل و منصفانه وضع شده‌اند. اصطلاح “بارها” ممکن است به مسئولیت‌های ناشی از این فرامین اشاره داشته باشد، در حالی که “متقابل” ماهیت دو سویه حقوق و تعهدات در خانواده‌ها و جوامع را برجسته می‌کند. “مقاومت” ممکن است به پیامدهای سرپیچی از این دستورات الهی اشاره کند. “برگیر” ممکن است به حساب‌گیری خدا از اعمال مردم در رابطه با این قوانین اشاره داشته باشد. “ترس” احتمالاً به احترام و خوفی مربوط می‌شود که باید در برابر خدا داشت و انگیزه‌ای برای پایبندی به فرامین اوست. “نازل شود” احتمالاً به وحی این قوانین از سوی خدا اشاره دارد. “زنان” توجه خاص به حقوق و نقش زنان در چارچوب حقوقی اسلامی را نشان می‌دهد.

درهم‌تنیدگی این زیرموضوعات، رویکردی جامع به سازمان‌دهی اجتماعی را آشکار می‌سازد که در آن هدایت الهی چارچوبی برای ایجاد خانواده‌های مستحکم، حل اختلافات و حمایت از آسیب‌پذیران فراهم می‌کند. موقعیت برجسته موضوع ۱ در تحلیل شبکه، نقش بنیادین آن در شکل‌دهی به پیام قرآن و ارتباط آن با تمام جنبه‌های زندگی انسان را تأکید می‌کند.

۲-۴-۲- مضمون ۲ (موضوع ۵): مناسک دینی، اخلاق و عدالت اجتماعی

موضوع ۵ تعامل پیچیده‌ای از مضامین مربوط به اعمال عبادی، رفتار اخلاقی و عدالت اجتماعی در اسلام را آشکار می‌سازد. کلیدواژه‌های متنوع در این موضوع به چندین زیرموضوع به هم پیوسته اشاره دارد:

  • مناسک دینی و اعمال مقدس: کلیدواژه‌هایی مانند “شب”، “روزها”، “ماه”، “ماه”، “روزه”، “مسجد”، “مقدس”، “حاجی” و “قربانی” به وضوح به اعمال و مناسک اسلامی اشاره دارند. ذکر “شب” و “روزها” ممکن است به زمان‌های نماز و سایر اعمال عبادی مرتبط باشد. “ماه” و “ماه” احتمالاً به تقویم قمری و اهمیت آن در تعیین ماه‌ها و اعیاد اسلامی، به ویژه رمضان و عمل روزه‌داری مربوط می‌شود. “مسجد” نشان‌دهنده محل اصلی عبادت در اسلام است. “حاجی” به حج، یکی از پنج ستون اسلام، مربوط می‌شود. “قربانی” ممکن است به قربانی‌ها یا اعمال خیریه اشاره داشته باشد.
  • قوانین غذایی و اعمال مجاز: واژه‌های “غذا”، “حلال”، “مجاز”، “حیوانات”، “تغذیه کردن”، “تغذیه” و “صید” قوانین غذایی اسلامی (حلال) و اعمال مجاز مربوط به مصرف غذا را برجسته می‌کنند. این قوانین مشخص می‌کنند که چه غذاهایی حلال محسوب می‌شوند و چگونه باید با حیوانات رفتار شود و ذبح گردند.
  • رفتار اخلاقی و اخلاقیات: کلیدواژه‌هایی مانند “خوب”، “درست”، “بلندمرتبه”، “پاکدامنی”، “نیت”، “بی‌عدالتی”، “کینه”، “خصومت”، “بی‌فایده”، “افراطی”، “بی‌وفایی” و “ادغام” بر تأکید اسلام بر رفتار اخلاقی و اخلاقیات دلالت دارند. “خوب” و “درست” احتمالاً به اعمال نیکو و گفتار راستین اشاره دارند. “بلندمرتبه” ممکن است معیارهای اخلاقی والایی را نشان دهد که از مسلمانان انتظار می‌رود. “پاکدامنی” بر اهمیت عفت و پاکی در رفتار شخصی تأکید می‌کند. “نیت” اهمیت انگیزه‌های درونی را در تعیین اخلاقی بودن اعمال برجسته می‌کند. اصطلاحات منفی مانند “کینه”، “خصومت”، “بی‌فایده”، “افراطی” و “بی‌وفایی” احتمالاً نشان‌دهنده رفتارهای مذموم در چارچوب اخلاقی قرآنی هستند، در حالی که “ادغام” ممکن است به محو مرزهای اخلاقی مربوط باشد.
  • عدالت اجتماعی و شفقت: وجود واژه‌های “برده”، “نیازمند”، “جبران”، “مجازات”، “بخشش” و “واخواست” به مضامین عدالت اجتماعی، شفقت و اهمیت انجام تعهدات اشاره دارد. قرآن به رفتار عادلانه با بردگان توصیه می‌کند و به آزادسازی آنها تشویق می‌نماید. “نیازمند” بر توجه به فقرا و نیازمندان تأکید دارد، در حالی که “جبران” و “مجازات” احتمالاً به اصول حقوقی عدالت و تلافی اشاره دارند. “بخشش” ممکن است به عفو یا بخشش گناهان مرتبط باشد. “واخواست” احتمالاً به انجام وعده‌ها یا تعهدات اشاره دارد.
  • انقیاد و خدمت: اصطلاح “مطیع” ممکن است به تسلیم اراده فرد در برابر خواست خدا یا انقیاد خواسته‌های شخصی در برابر اصول اخلاقی والاتر اشاره داشته باشد. “خدمت” مفهوم عبادت و اطاعت از خدا را تقویت می‌کند.
  • پوشش و ظاهر بیرونی: گنجاندن “پوشش” نشان‌دهنده اهمیت پوشش محتاطانه و ظاهر بیرونی در اسلام است. این احتمالاً به دستورالعمل‌های اسلامی درباره پوشش مناسب اشاره دارد.
  • پایبندی دقیق و شرایط: واژه‌هایی مانند “سختگیر” و “شرایط” بر اهمیت پایبندی به قوانین و مقررات مقرر در اسلام، به ویژه در مورد اعمال عبادی و رفتار اخلاقی تأکید می‌کنند. “ادامه” ممکن است به عمل مداوم تکالیف دینی مرتبط باشد. “ترازو” احتمالاً اندازه‌گیری دقیق و انصاف مورد نیاز در معاملات مختلف، مانند تجارت و عدالت را نشان می‌دهد. “مجبور کردن” و “حوزه‌ها” در این زمینه مبهم‌تر هستند، اما ممکن است به اجرای قوانین دینی و تقدس برخی مکان‌ها یا زمان‌های خاص اشاره داشته باشند.

تعامل این زیرموضوعات ماهیت جامع آموزه‌های اسلامی را برجسته می‌کند که تقوا شخصی، مسئولیت اجتماعی و رفتار اخلاقی را در بر می‌گیرد. موقعیت پیرامونی موضوع ۵ در تحلیل شبکه، تأثیر فراگیر آن بر پیام قرآن و ارتباط آن با جنبه‌های مختلف زندگی انسان، از عبادت شخصی تا تعاملات اجتماعی را تأکید می‌کند. گنجاندن اصطلاحات توصیفی و بازدارنده نشان‌دهنده رویکرد متعادل در هدایت اخلاقی است که اعمال فضیلت‌مند را ترویج می‌دهد و در عین حال رفتارهای مضر را محکوم می‌کند.

۲-۴-۳- مضمون ۳ (موضوع ۴): کشاورزی، معیشت و نعمت‌های الهی

موضوع ۴ بر مضامین مربوط به کشاورزی، معیشت و نعمت‌های الهی که به بشریت ارزانی شده تمرکز دارد. کلیدواژه‌ها تصویر زنده‌ای از زندگی کشاورزی و وابستگی آن به فرآیندهای طبیعی تحت حاکمیت قدرتی برتر ترسیم می‌کنند. چندین زیرموضوع در این مضمون قابل تشخیص است:

  • روش‌های کشاورزی و محصولات: واژه‌هایی مانند “باغ‌ها”، “میوه‌ها”، “محصول”، “رشد می‌کند”، “گسترش می‌یابد”، “محصولات زراعی”، “مزرعه”، “کاشته شده”، “برداشت”، “غله”، “خرما”، “نخل‌های خرما”، “زیتون‌ها”، “موها”، “زمین زراعی” و “ذرت” جنبه‌های مختلف کشاورزی و کشت محصولات گوناگون را به تصویر می‌کشند. قرآن بر اهمیت کشاورزی به عنوان وسیله‌ای برای معیشت تأکید می‌کند و تنوع محصولات ارائه شده توسط زمین را برجسته می‌سازد.
  • فرآیندهای طبیعی و رزق الهی: اصطلاحاتی مانند “باران”، “آسمان‌ها”، “جویبار”، “سبز”، “پدیدار می‌شود”، “پژمرده” و “ماده” چرخه‌های طبیعی رشد و فساد و وابستگی کشاورزی به این فرآیندها را منعکس می‌کنند. قرآن بر نقش باران و آب در حفظ حیات تأکید می‌کند و نقش خدا را در تأمین این منابع ضروری برجسته می‌سازد.
  • فراوانی و افزایش: کلیدواژه‌هایی مانند “افزایش”، “دو برابر شده”، “زیادی”، “انباشته” و “گله‌ها” نشان‌دهنده فراوانی و نعمت‌های اعطا شده توسط خداست. قرآن از تکثیر منابع و فراوانی محصول به عنوان نشانه‌هایی از لطف الهی سخن می‌گوید.
  • مسئولیت انسانی و مدیریت منابع: واژه‌هایی مانند “خرج کن”، “جمع کن”، “تصرف”، “مناسب” و “خورده شده” نقش انسان را در مدیریت و استفاده مسئولانه از این منابع نشان می‌دهند. قرآن به میانه‌روی تشویق می‌کند و از اسراف منع می‌نماید.
  • تنوع و گوناگونی: گنجاندن “نوع”، “مشابه”، “متفاوت” و “کاملاً” تنوع در آفرینش و گوناگونی در محصولات کشاورزی را برجسته می‌کند.
  • رشد روحانی و اطاعت: اصطلاحاتی مانند “با اخلاص”، “بشناس”، “مطیع” و “تفرقه” ممکن است مضمون کشاورزی را به مفاهیم روحانی گسترده‌تر مرتبط سازند. “با اخلاص” و “مطیع” احتمالاً به نگرش صحیح در برابر خدا اشاره دارند، در حالی که “بشناس” ممکن است به تصدیق نعمت‌های الهی مربوط باشد. “تفرقه” می‌تواند به پیامدهای منفی تفرقه و اختلاف، احتمالاً در زمینه تقسیم منابع یا مدیریت زمین‌های کشاورزی اشاره داشته باشد.
  • چرخه‌های زندگی و رستاخیز: ذکر “رستاخیز” ارتباط بین ماهیت چرخه‌ای فرآیندهای کشاورزی و مفهوم تولد دوباره در زندگی پس از مرگ را پیشنهاد می‌کند. قرآن از استعاره‌های کشاورزی برای نشان دادن مفهوم رستاخیز استفاده می‌کند.
  • زمان و فصل‌ها: واژه‌هایی مانند “آغاز می‌شود”، “کوتاه”، “غیبت”، “چیره شد” و “آویزان” احتمالاً به گذر زمان، تغییر فصل‌ها و تأثیر آنها بر کشاورزی اشاره دارند. “خواب” ممکن است به دوره خواب بذرها یا گیاهان قبل از جوانه زدن اشاره داشته باشد.

درهم‌تنیدگی این زیرموضوعات رابطه نزدیک بین بشریت، طبیعت و امر الهی را تأکید می‌کند. قرآن کشاورزی را صرفاً به عنوان وسیله‌ای برای معیشت به تصویر نمی‌کشد، بلکه آن را یادآوری از نعمت‌های الهی و فرصتی برای تأمل روحانی معرفی می‌نماید. موقعیت برجسته موضوع ۴ در تحلیل شبکه، اهمیت آن را در پیام کلی قرآن نشان می‌دهد که درهم‌تنیدگی قلمروهای مادی و روحانی را برجسته می‌سازد.

“این پژوهش با شناسایی ۹ تم محرک کلیدی در قرآن، از جمله قوانین اجتماعی، صفات الهی و جهاد روحی، نشان می‌دهد که مفاهیم محوری این متن نه‌تنها از تراکم و مرکزیت بالایی برخوردارند، بلکه در شبکۀ به‌ هم‌پیوسته‌ای از معنا قرار گرفته‌اند. روش ترکیبی به‌کاررفته، امکان درکی پویا از روابط موضوعی قرآن را فراهم می‌کند که می‌تواند متمم ارزشمندی برای تفسیرهای سنتی باشد.”

3. نتیجه گیری

این پژوهش، ظرفیت ترکیب مدلسازی موضوعی و تحلیل شبکه را در کشف «مضامین محرک» محرک روایت قرآن به نمایش گذاشته است. با شناسایی و رتبه‌بندی این مضامین مرکزی و درهم‌تنیده، بینش‌های ارزشمندی از ساختار پیچیده موضوعی این متن مقدس به دست آمده است. تحلیل ما ۹ مضمون محرک برجسته را آشکار ساخت که هر یک به درک عمیق‌تر از پیام چندبعدی قرآن یاری می‌رساند. این مضامین که طیفی از قوانین اجتماعی و مسائل خانوادگی تا صفات الهی، وحی و جهاد روحانی را دربرمی‌گیرند، درهم‌ تنیدگی جنبه‌های مختلف تعالیم اسلامی – شامل تقوای فردی، مسئولیت اجتماعی و رفتار اخلاقی – را برجسته می‌سازند.

رویکرد مبتنی بر شبکه این امکان را فراهم می‌آورد تا روابط بین این مضامین را به صورت بصری نمایش داده و کمّی‌سازی کنیم، که چشم‌اندازی تکمیلی برای تفسیر سنتی قرآن ارائه می‌دهد. اگر چه تحلیل حاضر از ترجمه انگلیسی استفاده کرده و محدودیت‌های ذاتی این رویکرد را تصدیق می‌نماید، اما روش‌شناسی ارائه شده چارچوبی مستحکم برای پژوهش‌های آتی که این تکنیک را بر متن عربی اصلی اعمال می‌کنند، فراهم می‌سازد. علاوه بر این، ادغام روش‌های محاسباتی دیگر مانند تحلیل احساس یا شناسایی موجودیت‌های نامدار می‌تواند درک ما از زبان ظریف و معانی دقیق قرآن را غنی‌تر سازد.

این پژوهش به عنوان پایه‌ای ارزشمند برای کاوش‌های محاسباتی آینده متون دینی عمل می‌کند، راه‌های جدیدی برای پژوهش‌های بین‌رشته‌ای می‌گشاید و به درک جامع‌تری از حکمت ماندگار قرآن یاری می‌رساند. یافته‌های این مطالعه نه تنها به مطالعات قرآنی معاصر عمق می‌بخشد، بلکه الگویی روش‌شناختی برای تحلیل محاسباتی سایر متون مقدس نیز ارائه می‌دهد. با توسعه این چارچوب تحلیلی، می‌توان به درکی پویا و نظام‌مند از ساختار موضوعی قرآن و روابط درونی مضامین آن دست یافت که مکملی ارزشمند برای روش‌های تفسیری سنتی محسوب می‌شود.

منابع :

  1. Abdul-Raof, H. (2001). Qur’an translation. Routledge.
  2. Alhawarat, M., Hegazi, M., & Hilal, A. (2015). Processing the text of the Holy Quran: A text mining study. International Journal of Advanced Computer Science and Applications6(2), 262–267.
  3. Amoli, A. J. (2008). Tafsir Tasnim. Dar al-Hadith.
  4. Bentrcia, R., Zidat, S., & Marir, F. (2017). Extracting semantic relations from the Quranic Arabic based on Arabic conjunctive patterns. Journal of King Saud University – Computer and Information Sciences30(3).
  5. Blei, D. M., Ng, A. Y., & Jordan, M. I. (2003). Latent dirichlet allocation. Journal of machine Learning research3(Jan), 993–1022.
  6. Cobo, M. J., Martínez, M. A., Gutiérrez-Salcedo, M., Fujita, H., & Herrera-Viedma, E. (2015). 25 years at Knowledge-Based Systems: A bibliometric analysis. Knowledge-Based Systems.
  7. Cobo, M.J., López-Herrera, A.G., Herrera-Viedma, E., & Herrera, F. (2011). An approach for detecting, quantifying, and visualizing the evolution of a research field: A practical application to the fuzzy sets theory field. Journal of Informetrics5(1), 146-166.
  8. El Fadl, K. (2002). Speaking in God’s name: Islamic law, authority and women. Oneworld Publications.
  9. Esack, F. (1997). Qur’an, liberation & pluralism. Oneworld Publications.
  10. Grimmer, J., & Stewart, B. M. (2013). Text as data: The promise and pitfalls of automatic content analysis methods for political texts. Political Analysis21(3), 267–297.
  11. Leaman, O. (2006). The Qur’an: An encyclopedia. Routledge.
  12. Marir, F., Tlemsani, I., & Majdalwieh, M. (2019). A recursive co-occurrence text mining of the Quran to build corpora for Islamic banking business processes. In International Conference on Industrial, Engineering and Other Applications of Applied Intelligent Systems (pp. 306–312). Springer.
  13. Nasr, S. H. (2003). The heart of Islam: Enduring values for humanity. HarperOne.
  14. Panju, M. H. (2014). Statistical extraction and visualization of topics in the Qur’an corpus (Master’s thesis). University of Waterloo, Waterloo, Canada.
  15. Qutb, S. (1977). In the shade of the Qur’an. Islamic Foundation.
  16. Rippin, A. (Ed.). (2001). Approaches to the history of the interpretation of the Qur’an. Oxford University Press.
  17. Röder, M., Both, A., & Hinneburg, A. (2015). Exploring the space of topic coherence measures. Proceedings of the eighth ACM international conference on Web search and data mining, 399-408.
  18. Scott, J. (2017). Social network analysis. Sage.
  19. Siddiqui, M. A., Faraz, S. M., & Sattar, S. A. (2013). Discovering the thematic structure of the Quran using probabilistic topic model. In 2013 Taibah University International Conference on Advances in Information Technology for the Holy Quran and Its Sciences (pp. 234–239). IEEE.
  20. Tabataba’i, M. H. (n.d.). Al-Mizan fi Tafsir al-Quran. Islamic Publications Office.
  21. RM Losee. (2012). Text retrieval and filtering: Analytic models of performance. springer.